آیت الله امامی کاشانی:همه پرسی اقلیم کردستان از برنامه های آمریکا و رژیم صهیونیستی است
خطیب موقت نماز جمعه تهران گفت: برادران و خواهران کُرد، کسانی که برنامه رفراندوم کردستان عراق را مطرح کردند به آمریکا و رژیم صهیونیستی وصل هستند؛ اگر رای دهید وامضا کنید و به گردانندگان این رفراندوم وصل شوید باید فردای تاریخ به فرزندانتان پاسخ دهید که چه جنایت و خیانتی به کشورعراق کردید.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، آیت الله محمد امامی کاشانی در خطبه دوم نماز جمعه تهران که در دانشگاه تهران برگزار شد به رفراندوم کردستان عراق اشاره کرد و افزود: برادران و خواهران کرد به خود بیایید و فریب یک مشت اراذل و اوباش را نخورید. سخنان آدم هایی که با آمریکا و اسراییل هستند و برنامه های آل سعود را برای دنیای مظلوم پیاده می کنند همدست آنها نشوید. ایثار و فداکاری کنید، بجنگید با همه آنهایی که این برنامه را می چرخانند.
وی در ادامه به سخنان رییس جمهوری آمریکا در سازمان ملل و بدعهدی های آمریکا درباره برجام اشاره کرد و گفت: این مردکی که در آمریکا این همه یاوه گفت و در برابر دنیا ایستاد و نسبت به ایران چنین حرف های زشتی زد، حقیقت این حرفهای زشت این است که آنها در برابر صف ایثار و شهادت و فداکاری ایستاده اند.
خطیب موقت تهران با تاکید بر این که شجاعت ها و از خودگشتگی ها آمریکایی ها و دشمنان را عصبانی می کند گفت: اسراییل و آل سعود که هزینه های دشمنی ها را تامین می کنند ، این اراذل و اوباش و آدمهای فاسد از این صحنه های شجاعت و خودگذشتگی و ایثار عصبانی هستند و می گویند چرا انسان ها فداکاری می کنند.
آیت الله امامی کاشانی با بیان این که شعار آنها این است که خاورمیانه را بگیریم و خاورمیانه جدید را تشکیل دهیم، افزود: آنها می خواهند دنیا را ببلعند بنابراین وقتی که می بینند چنین ایستادگی در برابر آنها است عصبانی می شوند .این عصبانیت ها و این حرفها نشان می دهد که چقدر اینها پست هستند و این شهادت است که این عظمت به وجود آورده است.
وی یادآور شد: این که الان شما می بینید درباره برجام رهبر معظم انقلاب فرمودند اگر آنها برجام را پاره کنند ما آتش می زنیم ، یا اکنون دولت اینگونه در برابر آمریکا ایستاده است و می گوید اگر شما چنین کنید ما به کار اول ما در چارچوب صلح بر می گردیم ریشه آن شهادت ها و فداکاری ها است. اگر این قدرت ها و شهادت ها نبود این گونه محکم نمی شد صحبت کرد.
خطیب جمعه تهران در ادامه به بحث اتحاد و همدلی و شهادت و نتایجی که انسانها در طول تاریخ ازشهادت برده اند اشاره کرد و گفت: یکی از مورخین و نویسندگان مشهور مصری به نام عباس محمود العقاد می نویسد که وحدت ها و اتحادها روی زمین به خاطر مصالح سیاسی، اقتصادی و زندگی که آدمها با هم دارند است ولی این وحدت در دل نیست.
وی افزود: وحدت در دل وقتی ایجاد می شود که دلها به یک جا متوجه شود و آن هم خدا است و برای رسیدن به آن راهی جز شهادت نیست یعنی انسان هایی هستند که در راه خدا شهید می شوند تا الگو شوند.
آیت الله امامی کاشانی یادآور شد:البته شهادت تنها کافی نیست چرا که آنهایی که شهید می شوند صف اول هستند و نیاز به صفوف بعدی هم است یعنی آنها هم به شهادت معتقد باشند و بدانند شهادت مکتب بسیار مهمی است.
خطیب جمعه تهران گفت: انسان مسکین، فقیر و گداست و دست خود را به سوی شهادت دراز می‌کند چرا که انسانیت وجود ندارد مگر به شهادت.
وی با بیان این که در عالم یک صف حق و یک صف باطل وجود دارد گفت: یک صف امنیت، شهادت، فداکاری و عدالت و صف دیگر، صف کذب و دروغ است؛ بنابراین اساس تمام ارزش‌ها شهادت است و ابوالشهداء حضرت امام حسین (ع) هستند.
آیت‌الله امامی کاشانی در ادامه به دوران دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: آنچه در دوران دفاع مقدس کشور را حفظ کرد همین ارزش شهادت بود که ایران را نجات داد و دشمن را مایوس کرد و کسانی که این کار را کردند شهدا و صف پشت سر آنها که مکتب شهدا را قبول داشتند بودند.
خطیب موقت تهران با تاکید بر اینکه اساس همه چیز شهادت است گفت: مردم ما به شهادت و شهدایی امثال حججی‌ها افتخار می‌کنند و پدر و مادرها و همسران شهیدان به شهدا می بالند.
وی ادامه داد: همین مکتب شهادت است که انسانیت را رشد می‌دهد و شهدای ما دردفاع مقدس از هر جمعی که بودند چه ارتش،‌ چه سپاه و چه دیگران خون هایی که دادند که اگر دنبال آن را بگیریم به گودال قتلگاه‌ می‌رسیم بنابراین افتخار به انسانیت شهادت است چرا که ایثار و شهادت است که برای عدالت و امنیت فداکاری می کنند وگرنه بشریت را می بلعند.
امام جمعه موقت تهران در ادامه خطاب به آموزش و پرورشی ها و دانشگاهیان گفت: این وضعیت عزتمندانه کشور به حول و قوه خدا و به دست عنایت حضرت ولی‌عصر (عج) بدون شک و تردید ایجاد شده است بنابراین این وضع نیازمند فداکاری و ایثار است. من به معلمان، دبیران و جوانان عرض می‌کنم که شما باید از اینکه در جمهوری اسلامی هستید و رهبرانی مانند امام حسین (ع) و حضرت علی‌اکبر (ع) دارید ؛ خوب درس بخوانید و دنبال فسق و فجور و گناه نروید و مکتب دین و اخلاق و فضائل را تقویت کنید.
وی افزود: کشور بر روی شانه شما جوانان ایستاده است چرا که شما شخصیت های آینده کشور هستید امیدوارم خدا به همه شما توفیق دهد تا هر کدام فردی در خدمتگذاری به کشور و فرهنگ اسلام باشید.
آیت الله کاشانی در ادامه به شخصیت و شهادت حضرت علی اکبر (ع) اشاره کرد و گفت:جوانان ما وقتی رهبری مثل علی اکبر(ع) دارند انسانی که آسمانها به او افتخار می کند حیف است که همراه علی اکبر نباشند. دختران و پسران جامعه الگو را از علی اکبر بگیرید و یک مقدار از معنویت او در زندگی وارد کنید تا دامنمان همواره پاکیزه به تقوا و ورع باشد.
خطیب جمعه تهران ضمن بزرگداشت یاد و خاطره فقیه مجاهد مرحوم آیت‌الله راستی کاشانی، وی را دارای یک شخصیت خالص دانست و یادآور شد: زمانی که امام به عراق تبعید شدند اولین کسی که به خدمت ایشان آمد و به امام گفت که درس خود را شروع کنید و دور امام را گرفت مرحوم آیت‌الله راستی کاشانی بود.
آیت الله امامی کاشانی همچنین در آغاز خطبه نخست نماز جمعه امروز تهران آیه های 33 و 34 سور آل عمران را خواند: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ ﴿33﴾ بی تردید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را [به خاطر شایستگی های ویژه‌یی که در آنان بود] بر جهانیان برگزید. ذُرِّیَّةً بَعضُهَا مِنْ بَعضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (34) فرزندانی [را برگزید] که [از نظر پاکی، تقوا، درستی و راستی] برخی از [آنان از نسل] برخی دیگرند؛ و خدا شنوا و دانا است.
خطیب جمعه تهران، در ادامه گفت: مفاد این آیه‌ها این است که خدا در طول تاریخ بر روی زمین انسان‌های استثنایی را برگزیده است. انسانی هایی که خلاصه بشریت هستند، مانند عطر که خلاصه گل‌ها است. اینان انسان‌هایی هستند که عالم را و خدای متعال را نشان می‌دهند. این انسان‌ها اسماء الحسنای خدا و اسمای جمال و جلال الهی در آنان جلوه کرده است.
وی ادامه داد: خدا افرادی را چون ابراهیم و آل ابراهیم برگزید؛ یعنی اسحاق و انبیای بنی اسرائیل و نیز از طرف دیگر اسماعیل را که پیغامبر اکرم (ص) از برترین ذریه ابراهیم خلیل است. همچنین آل عمران را خدا برگزید که عمران پدر حضرت مریم (س) است. همه اینان «مصطفی» هستند.
آیت الله امامی کاشانی با اشاره به واقعه بزرگ عاشورا گفت: در صحنه کربلا وقتی اباعبدالله (ع) با لشکر دشمن صحبت می‌کرد که این عمامه پیغمبر (ص) است که بر سر دارد و می‌گفت من فرزند زهرا (س) و علی (ع) هستم؛ پرسید پس شما که این را قبول دارید، چرا خون مرا حلال می‌دانید؟ لشکر جواب دادند: بُغضاً لِأبیک. محمد بن اشعث بن قیس کندی، از آخر لشکر صدایش را بلند کرد و گفت: ای حسین اینکه تو می‌گویی جدت، پیغمبر (ص) است و پدر و مادرت علی و فاطمه (ع) هستند، دلیل نمی‌شود که تو بر یزید ترجیح داشته باشی؛ آنان به تو ارتباطی ندارند. چرا حکومت نباید از ان یزید باشد و باید از آن تو باشد؟
وی ادامه داد: امام حسین (ع) در پاسخ به او، همین دو آیه سوره آل عمران را خواند. یعنی من ذریه ابراهیمم. تمام انبیا و اولیا از بدو تا ختم خلقت، همه مانند دانه های تسبیح هستند که یک نخ همه را به هم وصل کرده، اینان همه از یک طایفه‌اند و من یکی از آنان هستم. لشکر نتوانست پاسخِ این حرف امام را بدهد، بنابراین سکوت کرد.
وی افزود: امام عصر (عج) نیز این آیه‌ها را استدلال می‌کنند. در روایتی محمد بن یعقوب کلینی نقل می‌کند که امام ششم فرموده‌اند: وقتی حضرت مهدی (عج) تکیه می‌زند به دیوارکعبه، می‌فرماید من از همه برترم و به همین آیه‌های سوره آل عمران تمسک می‌جوید. بعد می فرماید أنا بقیه من آدم و ذخیره مِن نوح و مصطفی من ابراهیم و صفوه من محمد (ص). بنابراین، این رتبه‌یی است که حسین (ع) به آن افتخار می‌کند و لشکر عمر سعد را با همین امتیاز و با این آیه شریفه محکوم می‌کند و به سکوت وا می دارد.
آیت الله امامی کاشانی گفت: سومین کسی هم که این آیه شریف درباره‌اش قرائت شده، علی اکبر (ع) است؛ زمانی که می‌خواست به میدان برود و آمد از اباعبدالله (ع) اجازه جهاد بگیرد. حمید بن مسلم که نویسنده تاریخ است، می‌گوید هنوز صدای حسین (ع) در گوش من پیچیده است که روز عاشورا وقتی علی اکبر (ع) به میدان می‌رفت، حضرت این آیه‌های سوره آل عمران را تلاوت می‌کرد. یعنی علی اکبر (ع) مظهر اسماء الحسنی است و مظهر انسان کامل و همه زیبایی‌ها و مظهر حکمت است.
وی ادامه داد: این امتیاز و این عظمت نشان می‌دهد چه کسانی در این مکتب عاشورا پرورش یافته‌اند. درست است که سرسلسله این مکتب امام حسین (ع) است، اما علی اکبر (ع) نیز صفو و خلاصه این مکتب و این عالم است. صفو در برابر کدر است و دل‌هایی که به گناه و دروغ شهوت آلوده‌اند، در برابر این صفو هستند. اینکه خداوند متعال برای بشر و این انسان‌ها را نمونه معرفی می‌کنند، برای این است که همه و جوانان بدانند که علی اکبر (ع) رهبر آنان است.
امام جمعه موقت تهران، در ادامه بخشی از مقتل را خواند و گفت: علی اکبر (ع) خواست به میدان بیامد، زنها و بچه ها دور او را احاطه کرده بودند. دستش را گرفتند و گفتند به غربت ما رحم کن، ما طاقت فراق تو را نداریم. امام حسین (ع) نیز گوشه خیمه ایستاده بود و به علی اکبر (ع) و زن‌ها و بچه‌ها نگاه می‌کردند. علی اکبر (ع) دید دست از او بر نمی‌دارند، به سوی امام حسین (ع) اشاره کرد و گفت: دشمن ما را احاطه کرده و «حجت خدا» تنها است. عجیب این است که علی اکبر نگفت «پدرم»، گفت «حجت زمان»، یعنی امام زمانِ من. گفت من باید از امام زمانم دفاع کنم. این ادب و برگزیدگی علی اکبر (ع) است.
آیت الله امامی کاشانی ضمن اشاره به روایت از امام صادق (ع) گفت: در زیارتی که از امام صادق (ع) نقل شده، آمده که وقتی ایشان به کربلا آمد و خواست زیارت کند، به رود فرات گفت: آب فرات، آیا باز هم جاری هستی، در حالی که جدم، علی اصغر و علی اکبر شهید شدند؟
خطیب جمعه تهران با قرائت بخشی از زیارت امام صادق (ع) برای حضرت علی اکبر (ع)، گفت: تو شهیدی هستی که جدّم بسیار بر تو گریه کرد و زمانی که به میدان می‌رفتی جگرش می‌سوخت. حمید بن مسلم می‌گوید بعد از آنکه حضرت امام حسین (ع) آن آیه را در پی علی اکبر (ع) خطاب به لشکر دشمن خواند؛ به خدا گفت: ببین من جوانی را به میدان می‌فرستم که وقتی دل‌تنگ پیغمبر می‌شدم، به او نگاه می‌کردم.
وی افزود: علی اکبر (ع) عازم میدان شد و جنگید و برگشت. او می‌دانست در خیمه‌ها آب نیست، با وجود این چرا او از پدر پرسید که جهاد برای من سخت شده، آیا قدری آب هست که من بنوشم؟ به نظر می‌رسد که علی اکبر ع) می‌دانست با قدرت ولایت می‌توان شمشیر زد و آب به دست آورد. امام حسین (ع) نیز به او نگفت راهی برای به دست آوردن آب نیست، بلکه گفت علی بیا زبان در دهانت بگذارم. علی دید زبان امام بسیار خشک است از تشنگی. امام انگشتر خود را به علی اکبر (ع) داد و او را روانه میدان کرد. علی اکبر (ع) دانست که رضای خدا در شهادت اهل بیت (ع) با زبان تشنه است.
آیت الله امامی کاشانی در پایان خطبه نخست گفت: شیخ مفید در «ارشاد» نوشته است که وقتی علی اکبر (ع) از اسب افتاد، زینب کبری (س) خود را روی بدن علی اکبر (ع) انداخت و بدن علی را در آغوش گرفت. امام حسین (ع) به خواهر گفت: خواهرم بلند شو، زیرا لشکر دارد هلهله می‌کند. امام بدن علی را در آغوش گرفت و دید علی در ان لحظه آخر می‌گوید: پدر این جدّم رسول الله (ص) است که جامی از آب برای من آورد و من سیراب شدم.

 

 

 

 

 

ایرنا

چاپ

×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.