Abbas Kiarostami2
 
عباس کیارستمی: کامیابی پنجاه سال میراث روشنفکری ایران
عباس کیارستمی جامع میراث روشنفکری پنجاه سال اخیر ایران بود. هر آنچه که روشنفکران ایرانی، از فیلمساز گرفته تا شاعر و منتقد و قصه‌نویس، از دهۀ چهل خورشیدی به بعد با مکافات و دشواری و خون دل، تکه تکه و پراکنده آفریدند، توسط کیارستمی جمع و ترکیب شد و به صحنۀ جهانی ارائه گردید.
عباس کیارستمی کامیابی سنت روشنفکری ایران، بعد از چند دهه محرومیت بود. همۀ جوایز و تقدیرهایی که روشنفکران وهنرمندان ایرانی آرزویش را می‌کشیدند و چه بسا تا آخر عمر در حسرت آن ماندند، یک‌جا نصیب کیارستمی شد. از ستایش‌ و تمجید بزرگ‌ترین سینماگران زمانه گرفته (گدار، کوروساوا، اسکورسیزه...) تا نخل طلای جشنوارۀ کن...
همۀ آن شیوه‌های تجزیه و تحلیل‌ روشنفکرانۀ اروپایی‌مآب که آرمان دست‌نیافتنی هنرمندان و منتقدان ایرانی بود، مثل نقد به سبک کایه دو سینما یا تحلیل‌های عالمانۀ یوسف اسحاق‌پور، همه و همه آثار کیارستمی را به عنوان موضوع مطالعه برگزیدند.
کیارستمی از دوران دانشجویی در دانشکدۀ هنرهای زیبا تا آغاز کار حرفه‌ای در کانون پرورش فکری، در محیط روشنفکری ایرانی قد کشید و تا نفس آخر در همین محیط باقی ماند.
نقاش‌ها، گرافیست‌ها، عکاسان، شاعران و قصه‌نویسان این دنیای کوچک را خوب می‌شناخت و بیش و کم سری به رشته و کار همۀ آنها زده بود. تیزبینی و ظرافت بصری را از بزرگانی مثل مرتضی ممیز و احمد عالی به ارث برد و درک شاعرانه را از فروغ فرخزاد.
اما آنچه کیارستمی توانست انجام دهد ولی اکثریت روشنفکران ایرانی در آن ناکام ماند، یافتن شکل و زبانی بکر اما "دنیافهم" بود که در عین حال ظرفیت گنجایش آن میراث پراکنده را هم داشته باشد.
ذکاوت کم‌نظیر کیارستمی در یافتن زبانی مستقل و فردی بود که نیازی به ابزار و امکانات زیاد نداشت اما قادر بود ظرافت‌ها و نکته‌سنجی متفرق در فرهنگ پریشان کشورش را در آثاری به ظاهر ساده جمع آورد.
کیارستمی بعد از فیلم طعم گیلاس و نخل طلای کن با خبرنگاران و منتقدان اروپایی از میراث و زبان خیام سخن گفته بود و از اهمیت شعر در فرهنگ سرزمینش؛ همان میراثی که بر دوش روشنفکران معاصر ایرانی سنگینی می‌کرد. بسیاری از آنان زیر بار این امانت سنگین و غرق در تحسین فرهنگ غرب، پراکنده‌کاری کردند و فرصتی برای یافتن زبانی جهانی نیافتند.
کیارستمی در این راه کام‌روا شد و به لطف این کام‌روایی، راه ورود به صحنۀ جهانی را برای جوانترها هموار کرد.
 
 Abbas Kiarostami
عباس کیا رستمی و تأثیرش بر سینمای ایران و جهان
عباس کیا رستمی، سینماگرنامور ایرانی، که توانست به تنهائی طی سالها، پرچم سینمای ایران را درشماری از جشنواره های معتیر سینمائی جهان افراشته نگهدارد، در روز ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰ در تهران به دنیا آمد.
او که در هژده سالگی، پس از پیروز شدن در کنکور دانشگاه هنرهای زیبای تهران، خانه پدری را ترک کرد و برای امرار معاش به عنوان مآمور راهنمائی- رانندگی به کار پرداخت.
اما در سالهای ۶۰ توسط شرکت "تبلی فیلم " استخدام شد و ۱۵۰ فیلم تبلیغاتی برای این شرکت ساخت. کیا رستمی همچنین تا پایان دهه ۶۰ تیزر فیلم‌هایی چون قیصر ساختهٔ مسعود کیمیایی و طرح کتاب‌های کودکان را انجام داد.
عباس کیارستمی از سال ۱۳۴۶، در سازمان تبلیغاتی نگاره، به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم وسوسهٔ شیطان ساختهٔ محمد زرین دست بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد.
او در سال ۱۹۶۹ بخش سینمای "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" را بر پا نهاد و شماری فیلم کوتاه، از جمله "نان و کوچه" را ساخت که گرچه نخستین فیلمش بود اما همان تعمق برفلسفه زندگی را که بستر همه آثار بعدش را می ساخت در خود داشت . سپس کیارستمی در سال ۱۹۷۴، نخستین فیلم بلند خود"مسافر" را ساخت که از جذبه ویژه ای برخوردار است.
عباس کیا رستمی فیلم های بسیاری در کارنامه خود دارد که همه آنها در شماری از کشورها به نمایش در آمده اند و در فرانسه نیز «دی وی دی» آنها به بازار امده است.
عباس کیا رستمی پس از سرشناس شدن، علیرغم همه دشواریهای فیلم سازی در ایران در این کشور ماند چون باور داشت سینمای او غربت را بر نمی تابد. این مانع نشد که بعدها در سال ۲۰۱۰ فیلم "کپی برابراصل" را نه تنها در بیرون از کشور بسازد بلکه از هنرپیشه ای حرفه ای چون "ژولیت بینوش استفاده کند. او بار دیگر در سال ۲۰۱۲ ، آخرین فیلم بلند خود "مثل یک عاشق" را در ژاپن و به زبان ژاپنی ساخت.
او در گفتگوئی که با من در سال ۲۰۱۲ پیرامون این فیلم انجام داد ، به این پرسش پاسخ می داد که چرا به جای کشوری که محدویت های زبانی اش کمتر از ژاپن می توانست باشد، ژاپن را برگزیده است ؟ عباس کیا رستمی، پس از نمایش فیلمش در فستیوال "کن"، به نبود ضمانت اجرائی مجوز فیلم در ایران اشاره کرد و آنرا دلیل ساختن فیلمش در خارج دانست؛ او گفت به احتمال زیاد مادام که شرایط به این شکل باشد تصور نمی‌کند در ایران فیلم بسازد و همین گونه هم شد.
کیارستمی علاوه بر سینما در زمینه های دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی، چیدمان، موسیقی،طراحی گرافیک، طراحی و نقاشی نیز فعال بود.
 
سبک کیارستمی
کیا رستمی به ظاهر فیلم های ساده می ساخت اما فیلم هایش پر از عمق بود و به سادگی ساخته نمی شد. به شکلی که بادیدن دوباره آنها بیننده با ظرافت دید او و هدفش از ساختن پاره ای از صحنه ها آشنا می شد. جستجوی معنای زندگی یکی از تم های مهم فیلم های او را تشکیل می دهد.
کیا رستمی نشان می داد که زندگی واقعی به مراتب کمیک تر و باور نکردنی تر از داستان های تخیلی است. این نگاه در شماری از فیلم های آغاز کار وی به خوبی دیده می شد. او که به شدت به چارلی چاپلین و سبک وی عشق می ورزید پیوندی نا گسستنی با سینمای نیو رآلیست ایتالیا داشت.
بنا بر این ، مینی مالیسم، استفاده از کودکان در نقش های اول و قهرمان داستان، سبک مستندگونه، بهره‌گیری از فضاهای روستایی، استفاده از نابازیگران، شاعرانگی و نیز دیالوگ های فلسفی و به ویژه پرهیز از رودر رویی شخصیت ها و به ویژه با استفاده از اتومبیل، برخی از ویژگی‌های فیلم‌های کیارستمی را تشکیل می دهند.
 
تاثیر دو گانه کیارستمی : در ایران و در صحنه بین المللی
در ایران، گر چه فیلم هایش مخاطب زیادی نداشت و چندان دیده نشدند، اما دانشجویان سینما و سینماگران جوان، پس از شهرتی که او در جهان به دست آورد، به گونه ای از سبک وی پیروی کردند و شماری هم موفق شدند. یکی از مثال های بسیار خوب، فیلم «سوگ«، ساخته مرتضی فرشباف، کارگردان جوان ایرانی بود که فیلم خود را براساس داستانی ساخت که فیلم کوتاه آن در کارگاههایی که عباس کیا رستمی در سالهای اخیر بسیار در ایران و در جهان برپا می کرد، زیر نظر وی ساخته بود. این فیلم در عین حال از استعداد خود کارگردان هم سخن می گفت.
در بیرون از کشور، کیا رستمی سبکی را دوباره زنده کرد که به دوران «نیو ریالیسم ایتالیا« باز می گشت که در آن رخداد های زندگی باز گو می شد و کودکان در آن نقش مهمی داشتند. بنا براین به شکل خود آگاه ویا نا خودآگاه این سبک دوباره باب شد و شماری ازآن پیروی کردند. یکی از موفقیت سینمای ترکیه را می بایست مدیون پیروی از سبک کیا رستمی دانست.
سبکی که برایش نه تنها ناموری به دنبال آورد بلکه جوایز بزرگ سینمایی را هم نصیبش کرد. کیارستمی تا کنون پنج بار نامزد دریافت جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن شده است که سرانجام در سال ۱۹۹۷، در پنجاهمین دوره جشنواره فیلم کن، برای فیلم طعم گیلاس به وی داده شد.
کیا رستمی می گفت : "اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمی‌دهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوه‌ای که در سرزمین مادری اش می‌تواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر می‌کنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم ."
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
رادیوفرانسه

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.