57
 
«رهبر» در ایران، «خلیفه» در مصر
 نیلوفر دهنی
 بعد از انتخاب محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور مصر که عضو جمعیت اخوان المسلمون این کشور، بزرگترین جنبش اسلامگرای مصر است، انتشار کتاب‌های مربوط به این گروه و نیز آثار اعضا و رهبران آن، آسانتر از گذشته شده است.
این در حالی است که پیش از انقلاب سال 2011 مصر و در دوران حسنی مبارک، رئیس جمهور پیشین این کشور، انتشار برخی از این آثار و فروش آنها در کتابفروشی‌های این کشور ممنوع بوده است.
در این میان به دلیل ارتباط دیرینه اخوان المسلمون با ایران در دوره‌های مختلف تاریخی و برقراری دوباره پیوند میان مصر و ایران بعد از انقلاب در این کشور، اکنون آثاری در این زمینه و با موضوع رابطه این دو با هم منتشر می‌شود.
کتاب «اخوان المسلمون و ایران... الخمینی الخامنئی» نوشته محمد رصاص، نویسنده سوری که از سوی انتشارات «دارالنشر» به بازار آمده، از جمله همین آثار است که به بررسی تاریخی رابطه ایران با جماعت اخوان المسلمون از آغاز تا بعد از انقلاب مصر و انتخاب محمد مرسی و نیز روابط مرسی با ایران می‌پردازد.
در این کتاب همچنین ابعاد مختلف رابطه اخوان السلمون و ایران از جنبه سیاسی، اجتماعی، آرمان‌های مشترک و نیز فعالیت‌های این جمعیت در مصر و تاثیرپذیری آن از انقلاب ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
به اعتقاد نویسنده، اخوان المسلمون که از همان ابتدا با یک ایدئولوژی تازه اسلامی در خاورمیانه با اهداف خاص سیاسی و اجتماعی به رهبری شیخ حسن البنا، که رهبری‌ کاریزماتیک بود، پا گرفت، طی این سالها همواره در پی رسیدن به خلافت اسلامی بوده است.
چیزی که بعدها سبب نزدیکی بین این جنبش و جمهوری اسلامی شد همین اشتراکات بود. یعنی تلاش برای تأسیس حکومت اسلامی و بسط این نوع از حکومت‌داری.
نویسنده در این کتاب با اشاره به تلاش اخوان المسلمون برای گسترش نفوذ خود در منطقه و موفقیت آن در بسیاری زمینه‌ها، این موضوع را یکی از اشتراکات و از عوامل نزدیکی این جنبش با جمهوری اسلامی می‌خواند و معتقد است که با وجود سردی روابط دیپلماتیک بین دو کشور ایران و مصر، اکنون با روی کار آمدن محمد مرسی، وضع به گونه دیگری است.
به گفته نویسنده، از زمان انتخاب محمد مرسی، آیت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مدل نظام اسلامی ایران را برای اداره مصر به انقلابیون این کشور پیشنهاد کرد و بعد از سفر محمد مرسی به تهران برای شرکت در اجلاس سران غیر متعهدها، نوع تازه‌ای از رابطه میان حکومت ایران و اخوان المسلمین آغاز شد.
رابطه‌ای که پیش از انقلاب ایران تنها میان این جماعت و گروه فدائیان اسلام وجود داشت که باعث ترجمه و نشر بسیاری از آثار رهبران اخوان المسلمون در ایران شد و پس از آن با روی کارآمدن جمهوری اسلامی یک‌باره رونق گرفت؛ اما بعد از حادثه گروگانگیری در سفارت آمریکا و سپس آغاز جنگ میان عراق و ایران، به سردی گرائید.
نویسنده همچنین در این کتاب یادآوری می‌کند که پس از انقلاب ایران، بزرگانی از اخوان المسلمون و حتی ابوالاعلی مدودی از متفکران بزرگ اسلامی پاکستان با آیت الله خمینی دیدار کردند.
به گفته محمد رصاص، نخستين گروهی كه بلافاصله پس از انقلاب‌ ايران، برای تبریک به ايران آمد و با آیت‌الله خمینی دیدار کرد، هیأتی از رهبران اخوان از کشورهای مصر، سودان، لبنان، سوريه و اردن بود.
اخوان المسلمین در سال 1979 و پس از انقلاب ایران نیز کتابی را با عنوان « خمینی، آلترناتیو اسلامی» منتشر کرد. فتحی عبدالعزیز، نویسنده این کتاب، انقلاب ایران را مرکز ثقل ارزش‌ها و اعتقادات مشترکی خوانده که با هدف وحدت و گردهم آوردن مسلمانان جهان شکل گرفته است.
محمد رصاص نیز در کتاب خود با اشاره به اینکه ایران بعد از انقلاب سال 1357 اغلب از حمایت اخوان المسلمون برخوردار بوده، به موضوع انتقاد برخی رهبران این جمعیت از ایران نیز پرداخته است.
از جمله وی به مواضع یوسف قرضاوی، از تربیت‌شدگان حسن البناء، مؤسس اخوان المسلمون در مورد ایران اشاره می‌کند که از علمای سنی موافق ایران محسوب می‌شود، اما گاه انتقادات تندی به مواضع جمهوری اسلامی داشته است. یکی از این موارد حمایت ایران از اعدام صدام حسین یا پشتیبانی این کشور از برخی گروه‌های شیعی مخالف حکومت‌های عربی است.
از سویی قرضاوی در یکی از آثار خود با عنوان «امتنا بین قرنین» نیز با اشاره به تأسیس حکومت اسلامی در ایران از سوی آیت‌الله خمینی، انقلاب ایران را منتج از بیداری در جهان اسلام می‌خواند که با این انقلاب تداوم می‌یابد.
محمد رصاص در کتاب خود می‌گوید که اخوان السلمون از ابتدای تشکیل، هدف اصلی خود را رسیدن به حاکمیت قرار داده و به همین دلیل بعد از تاسیس حکومت اسلامی در ایران، خود را یک گام نزدیکتر به ایده حکومت اسلامی می‌دانست.
به اعتقاد نویسنده کتاب «اخوان المسلمون و ایران...»، دیگر رهبران این جنبش نیز اغلب مدافع مواضع ایران بوده‌اند. از جمله حامد ابونصر، از روسای اخوان المسلون مصر که پس از مرگ آیت الله خمینی اعلام کرده بود جهان اسلام، دچار فقدان رهبری شده که باعث پیروزی انقلاب علیه «طاغوت» بود.
نویسنده همچنین در این کتاب؛ به تأثیر ابوالاعلی مدودی بر«سید قطب»، نظریه‌پرداز مصری و بهره‌گیری آیت‌الله مصباح یزدی از نظریات سید قطب اشاره می‌کند.
او همچنین به موضوع ترجمه کتاب «المستقبل لهذا الدین» نوشته این نویسنده مصری می‌پردازد که با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» از سوی آیت‌الله خامنه‌ای به زبان فارسی منتشر شد.
در مقدمه مترجم این کتاب، سید قطب یک «متفکر مجاهد» خوانده می‌شود که معتقد است آینده از آن دین اسلام خواهد بود و آن را به مسلمانان نوید می‌دهد.
محمد رصاص همچنین در کتاب خود تأثیر افکار سید قطب بر سید محمد باقر صدر، رئیس «حزب الدعوة عراق» را بررسی کرده و تأسیس این حزب اسلامی در عراق را نشانه‌ای از تاثیر اخوان المسلمون بر کشورهای اسلامی دیگر می‌داند و آن را شاخه‌ای از اخوان المسلمون می‌خواند.
نویسنده در این کتاب، با اشاره به نقاط تلاقی و اشتراکات فکری بین اخوان المسلمون و ایران که منجر به ارتباطات و توافقات فکری طی « ثلث قرن» شده، تاکید می‌کند که این نزدیکی و ارتباط بی‌توجه به وقایع و ماجراهای دوازده قرن گذشته بین شیعه و سنی بوده است.
نویسنده در این کتاب به نزدیکی فکری و تاریخی نظام حاکم بر جمهوری اسلامی و اخوان المسلمون نیز اشاره می‌کند.
رصاص با اشاره به تاریخچه شکل‌گیری «جمعیت اخوان المسلمون» تأکید می‌کند که شیخ حسن البناء، مؤسس آن را نمی‌توان از سه شخصیت جدا کرد: سید جمال‌الدین اسدآبادی معروف به افغانی، از نخستین نظریه‌پردازان بنیادگرایی اسلامی که ایرانی بود ولی برای زندگی در کشورهای اسلامی سنی خود را افغانی معرفی می‌کرد، شیخ محمد عبده، فقیه مصری و از شاگردان سید جمال، و شیخ رشید رضا.
شیخ حسن البناء، مؤسس جمعیت اخوان المسلمین به بازگرداندن خلافت اسلامی معتقد بود و اینکه مسلمانان با تشکیل حکومت واحد اسلامی، باید رهبر و خلیفه برای خود تعیین کنند.
او همچنین از نخستین مؤسسان جنبش تقريب بين مذاهب اسلامی در قاهره بود كه به همت علامه شيخ‌ محمدتقی قمی شكل گرفت.
محمد رصاص هم در کتاب خود به تمایلات شیخ حسن البناء به اسلام به طور کلی و نه فقط به مذهب سنی اشاره و یادآوری می‌کند که پس از ازدواج محمدرضاشاه ایران با فوزیه دختر ملک فاروق، جنبش تقریب مذاهب در مصر پا گرفته است.
حسن النباء بیش از همه، متأثر از شیخ رشید رضا بود؛ به گفته رصاص، حسن البناء از مثلث اسدآبادی، عبده، و رشید رضا جدانشدنی است.
در واقع پیام اصلی کتاب «اخوان المسلمون و ایران... الخمینی الخامنئی» این است که اخوان المسلمون از ابتدا متأثر از متفکران مسلمان ایرانی بوده و اکنون نیز با قدرت‌گیری آنان در مصر، ایران بلافاصله حضور و تاثیر خود را بر این جمعیت نشان می‌دهد.
 
 
 
 
رادیوفرانسه

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.