"ایستاده بر یخ": گزارش گروه بین المللی بحران از سومین سال اجرای برجام
گروه بین المللی بحران در تازه ترین گزارش خود تحت عنوان" ایستاده بر یخ: گزارش سومین سال اجرای برجام" شرایط برجام را در آغاز چهارمین سال اجرایی شدن آن تحت فشارهای بسیار گسترده تحریمی آمریکا علیه ایران تحلیل کرده است. در این گزارش برآورد شده است که ایران تلاش می کند تا به رویکرد کنونی اش که صبر و انتظار راهبردی در برابر فشارهای واشنگتن است، ادامه دهد، اما تداوم این رویکرد مستلزم استمرار تلاش های دیگر امضا کنندگان برجام، یعنی روسیه، چین و اروپا است.

این گزارش با این جمله آغاز می شود: این موضوع که برجام چگونه پس از ضربه سنگین خروج آمریکا هنوز نفس می کشد، شگفت انگیز است؛ برجا ماندن برجام را تا حد زیادی باید مرهون تلاش های سایر امضاکنندگان این توافق دانست. اما باید به عوامل زیادی اشاره کرد که برجام را به شدت آسیب پذیر می کنند: وضع و اعمال تحریم های بی سابقه آمریکا، خطرات ناشی از تنش های روزافزون منطقه ای و تمایل برخی از مسئولین آمریکایی به تقابل نظامی با ایران، تنها برخی از این عوامل هستند. با این وجود، به احتمال زیاد ایران رویکرد کنونی اش را که مبتنی بر رعایت تعهدات هسته ای و صبر راهبردی در برابر دولت ترامپ است، ادامه خواهد داد. اما تداوم این رویکرد مستلزم استمرار تلاش های روسیه، چین و خصوصاً اروپا می باشد تا انگیزه های اقتصادی و دیپلماتیک لازم را برای ایران مهیا کنند.در همین حال، تهران می تواند از دو طریق نقشی اساسی را در تسهیل این تلاش ها بازی کند: نخست با تصویب قوانین مربوط به کارگروه ویژه اقدام مالی (FATF) استاندارد های بانکی اش را تقویت کند و دوم، نشان دهد که می تواند نقش سازنده تری در منطقه بازی کند که اولین قدم در این جهت می تواند فشار آوردن به حوثی ها باشد تا توافق شکننده ای را که با میانجیگری نماینده ویژه سازمان ملل به دست آمده، به صورت کامل اجرا کنند. در همین حال، این گزارش برای اطمینان دادن به بقای برجام پیشنهاد می کند بحث برجام به کمپین انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا وارد شده و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 2020 اعلام کنند که خواستار پیوستن دوباره به برجام هستند.

در گزارش آمده است : در آستانه چهارمین سال اجرای برجام نباید از این حقیقت غافل شد که این توافق همچنان هدف اصلی خود را تامین می کند. براساس گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی، برنامه هسته ای ایران کماکان در چارچوب محدودیت های برجامی فعالیت می کند. اما آنچه هنوز تحقق نیافته است، لغو تحریم ها می باشد؛ نقض عهدی که ایران را از منافع موعود محروم کرد. حتی یکجانبه بودن تحریم های واشنگتن چیزی از اثر گذاری آنها کم نکرد و مدت کوتاهی پس از وضع تحریم ها درآمد نفتی ایران به سرعت رو به کاهش گذاشت و نرخ تورم به صورت سرسام آوری افزایش یافت.

گرچه هدف نهایی واشنگتن از اعمال این تحریم ها کاملا مشخص نیست، اما دولت آمریکا راهبرد به زانو درآوردن اقتصاد ایران، بیرون راندن سرمایه گذاران و قطع تعاملات تجاری و کشاندن مردم ناراضی به خیابان ها را دنبال می کند و در اجرای آن عزم راسخ دارد. در همیبن حال، در بین مسئولین آمریکایی، برخی به دنبال آوردن دوباره ایران بر سر میز مذاکره اند، تعدادی، امید دارند تا ایران را وادار کنند اقدامات منطقه ای و برنامه موشکی اش را محدود کند و گروهی نیز در صدد متزلزل کردن و یا حتی بر انداختن نظام اسلامی در ایران هستند.

در حال حاضر به نظر می رسد که سرنوشت برجام در گرو سه گروه مسابقه دهنده با راهبردهای کما بیش نا متجانس و متجانس قرار گرفته است. هر سه گروه شرکت کننده با زمان رقابت می کنند: آمریکا در تلاش است که بیشترین میزان فشار را در کمترین زمان ممکن بر ایران اعمال کند. واشنگتن امیدوار است در برهه ای کوتاه اقتصاد ایران از هم بپاشد. از سوی دیگر ایران قرارگرفته است. ایران سیاست صبر و تحمل در پیش گرفته است و این آرزو را دارد که دولت ترامپ درگیر مسائل دیگری شود، ر برنامه هایش شکست بخورد و یا در انتخابات سال 2020 از قدرت کنار برود. و بالاخره اروپا، سومین گروه شرکت کننده در این مسابقه است. اروپا مجدانه می کوشد تا با ایجاد انگیزه های سیاسی و دیپلماتیک برای ایران جلوی از ریل خارج شدن برجام را بگیرد و در همان حال کاری نکند که به اختلافات خود با آمریکا دامن بزند.

گزارش گروه بین المللی بحران نتایج سیات های فشار آمریکا بر ایران را اینگونه بررسی می کند: با توجه به اینکه ایران مایل نیست در برابر سیاست های فشار ترامپ سر تعظیم فرود آورد، احتمال برقراری دور جدیدی از مذاکرات بسیار کم به نظر می رسد. در مورد رویکرد سرنگونی نظام اسلامی و تغییر حکومت ایران هم تردید های جدی وجود دارند، زیرا که ایران سابقه ای طولانی در مدیریت شرایط سخت اقتصادی و در سرکوب صدای معترضان دارد. بنابراین، سیاست آمریکا به احتمال زیاد صرفا در ناتوان سازی اقتصاد ایران موفق خواهد شد و نه در سایر اهدافی که دنبال می کند. افزون بر این، سیاست های آمریکا می تواند منجر به این موضوع شود که ایران به تدریج از محدودیت های هسته ای مبتنی بر برجام سرباز زند و یا از متحدانش در منطقه استفاده کند تا مواضع آمریکا را مورد حمله قرار دهد. هر دو اقدام می تواند خطرناک باشد و محرک یک مقابله نظامی بین آمریکا و ایران باشد. در همین حال، نباید فراموش کرد که این معادله یک مجهول دیگر نیز دارد و آن نتیجه ی بالا گرفتن آتش رقابت های سیاسی در انتخابات ها و حوادث سیاسی پیش رو در هر دو کشور است: در ایران: انتخابات مجلس در سال 2020 و ریاست جمهوری 2021 (و احتمال جانشینی رهبری) در ایران و همچنین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2020 می توانند داده های موجود را تغییر دهند.

حتی با فرض اینکه برجام از این نقاط عطف بالقوه به سلامت عبور کند، بازگشت به شرایط گذشته لزوما ممکن یا محتمل نخواهد بود. حداقل در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می توان گفت که اگر ترامپ برنده این انتخابات باشد، تکلیف روشن است و تصور اینکه ایران برای چهار سال دیگر هم این تحریم های طاقت فرسا را تاب بیاورد دشوار است. ولی اگر یک نامزد دموکرات پیروز شود، اگرچه احتمال زیاد دارد که با بازگشت به برجام موافقت کند، اما برای استحکام بخشیدن به آن با فشار های زیادی در آمریکا مواجه خواهد شد، چراکه محدودیت های اساسی در مورد محدودیت ایران برای غنی سازی اورانیوم در سال 2024 پایان خواهد یافت.

می توان گفت که در آینده به احتمال قوی زمانی فرا خواهد رسید که به قراردادی جایگزین برای برجام نیاز خواهد بود. قراردادی که بر پایه ها و مبنای برجام طراحی شده است. اگرچه ایران در وضعیت کنونی نمی خواهد به این سناریو تن در دهد، اما واقعیت این است که هیچ یک از طرفین برجام به طور کامل از آن راضی نیستند: ایران به این دلیل که لغو تحریم ها حتی در دوران دولت اوباما به قدر کفایت کارآمد نبود از برجام رضایت ندارد. آمریکا و یا اروپا نیز به این دلیل ناراضی هستند که یک سری از محدودیت های هسته ای در زمان نسبتا کوتاهی منقضی خواهند شد، و اینکه برجام به موشک های بالستیک و فعالیت های منطقه ای ایران نپرداخته است.

بنابراین، دو سال آینده می تواند فرصتی مغتنم برای بررسی ویژگی های قرارداد جایگزین برجام باشد؛ توافقی که بادوام تر و در تامین منافع همه ی طرف های مذاکره کننده به مراتب کاراتر باشد.

و سرانجام یادآوری این نکته ضرورت دارد که انگیزه مهمی که برجام را در سال های 2014 و 2015 رقم زد، ترس از مسابقه ای خطرناک بین تحریم ها و توسعه سانتریفوژ های غنی سازی اورانیوم در ایران بود. ترسی که می توانست با ایجاد یک ایران هسته ای و یا بمباران ایران به اوج خود برسد. باید گفت که هنوزهمان انگیزه پا برجاست و این موضوع امروز دیگر امضا کنندگان برجام را مجاب می کند که برجام را حتی بدون حضور آمریکا هم حفظ کنند و نگذارند برجام با مسابقه ای خطرناک میان اتمی شدن ایران و حمله نظامی به این کشور جایگزین شود.

 

 

 

 

رادیوفرانسه

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.