ادامه ی مطلب

 

amin riahi

متن سخنرانی امین ریاحی:

موضوع پنل این ساعت روندهای سیاسی و گزینه‌های پیش روی ایران در سال جاری است اما بحث من علاوه بر این به پنل اتحاد اپوزیسیون هم مرتبط است. هر ناظری که بخواهد در این سال به تحلیلی از شرایط کشور برسد ابتدا روی دو موضوع انتخابات و مذاکرات هسته‌ای دست می‌گذارد. دو مسأله مهم که مناسبات سیاسی ایران را در آینده نزدیک شکل می‌دهند.

در رابطه با انتخابات معتقدم ممکن است گروه‌هایی از اصلاح‌طلبان برای اینکه همانند ملی‌مذهبی‌ها به حاشیه بازی قدرت داخل ایران رانده نشوند حتی به گزینه‌هایی چون قالیباف و ولایتی روی آورند اما تاکنون در کل نه حاکمیت و نه جنبش دموکراسی‌خواهی ایران تغییر موضعی در رابطه با انتخابات نشان نداده‌اند که انتظار داشته باشیم شرایط نسبت به انتخابات چند ماه پیش مجلس تغییر کرده باشد. از آموزه‌های مقاومت مدنی در رابطه با انتخابات این است که وقتی انتخابات آن‌قدر بسته شد که یک طرف هیچ شانسی برای شرکت نداشت باید از فضای نسبتا باز قبل انتخابات استفاده کرد و به آگاهی‌بخشی٬ سازمان‌دهی و امثالهم دست زد اما انتخابات مجلس نشان داد که حتی فضای قبل انتخابات آن‌قدر باز نمی‌شود که بتوان در‌‌ همان دوره کوتاه هم کمی فعالیت کرد. بنابراین به گمان من انتخابات پیش‌رو بازی ما نیست و اگر قرار باشد وضع داخل به همین شکل پیش رود و نارضایتی‌های اقتصادی نتواند زیر نفوذ نارضایتی‌های مربوط به حقوق شهروندی و خواست‌های دموکراتیک این سکون رو به حرکت تبدیل کند تنها گزینه پیش رو و آن چیزی که آینده رو مشخص می‌کند قطعا نتیجه مذاکرات ۵+۱ و تصمیم جامعه جهانی برای نوع برخورد با حکومت ایران است و اپوزیسیون باید روی این موضوع به توافق برسد و در حد توانش کاری کند که کمترین آسیب و بیشترین سود نصیب ایران شود. اما ایرادی که به این موضع گرفته می‌شود این است که اپوزیسیون نه می‌تواند و نه باید در مناسبات بین‌المللی به نفع ایران نقش ایفا کند. البته این از خلاف‌‌آمد عادت است که شهروندان یک کشور به جای سرمایه‌گذاری روی انتخابات مجبور باشند در صحنه بین‌المللی حقوق خود و منافع کشورشان را پی‌گیری کنند اما به هر روی این واقعیت حال ایران است.

اما این شرایط همان‌قدر که تحمیلی است یک فرصت هم هست. به این دلیل که در طول این سی و سه سال هیچ وقت منافع غرب با منافع نیروهای دموکراسی‌خواه تا این حد نزدیکی پیدا نکرده است. اگر بازی سیاست در برابر یک رژیم توتالیتر را تضعیف عوامل قدرت رقیب و تقویت عوامل قدرت خود بدانیم سوالی که پیش می‌آید این است که چرا باید منبع قدرت عظیمی مثل غرب را‌‌ رها کنیم و با عملکرد انفعالی فرصت تحقق منافع ملی را از دست بدهیم؟

آن هم در شرایطی که بحران مشروعیت و بحران کارآمدی حکومت به حد اعلی رسیده است. تحریم‌های اقتصادی بحران کارآمدی را حد جنون‌آمیزی خواهند رساند که نتیجه بلافصل آن بحران هم‌بستگی نخبگان حاکم خواهد بود. از طرفی این بحران کارآمدی با ضربه‌ای که تحریم‌ها وارد می‌کنند آن بخش از دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را هم که به منابع مالی متکی است تا حد زیادی از کار خواهد انداخت. چهار بحرانی که جمع‌شان هر حکومتی را به زانو در می‌آورد.

همان‌طور‌که گفتم در سال پیش رو انتخابات بازی نیروهای دموکراسی‌خواه نیست اما فکر می‌کنم مذاکرات هسته‌ای می‌تواند میدان بازی ما باشد و مایلم در این رابطه صحبتم را ادامه بدهم. نکته‌ای که عموما روی آن صحه می‌گذارند تفاوت بارز نگاه طبقه متوسط ایرانی و اپوزیسیون دموکراسی‌خواه در قیاس با گذشته نسبت به غرب است. اگر نخواهیم طبقه متوسط ایران را پرو-آمریکا تعریف کنیم قطعا دیگر نمی‌توانیم همچون سی سال گذشته آن را ضدآمریکایی بدانیم. من هم فرض صحبتم را بر گرایش طبقه متوسط ایرانی به ارزش‌های دموکراتیک٬ سبک زندگی‌ که به تساهل غربی می‌خوانمش و خواست همراهی ایران با جامعه جهانی و علی‌الخصوص دموکراسی‌ها می‌‌گذارم و بر این مبنا نگاهی به نوع مواجهه اپوزیسیون با مسئله مذاکرات ایران خواهم داشت.

در واقع این خواست‌های طبقه متوسط که در جنبش سبز هم متجلی شدند و برخوردی که حکومت با این خواست‌ها کرد و هنوز هم می‌کند سه تضاد عمده را در ایران نشان می‌دهد٬ تضادهای سنت–مدرنیسم٬ دیکتاتوری–دموکراسی و غرب‌گرا–ضدغرب. قسمت اعظم اپوزیسیون در دو تضاد اول جانب مدرنیسم و دموکراسی را می‌گیرد اما تضاد سوم که تضاد غرب‌گرا و ضدغرب است هنوز به مثابه یک تابو پابرجا مانده و اپوزیسیون در مقابلش حیران عمل می‌کند.

وقتی که مردم در خیابان‌های ایران شعارهای یاری‌خواهی از غرب سر می‌دهند هنوز جریان‌های قابل توجهی از اپوزیسیون از این‌که برای حمایت از منافع ملی با غرب وارد تعامل شوند ابا دارند و اگر هم تعاملی با غرب دارند چنان مخفیانه و به دور از شفافیت عمل می‌کنند که گویی عمل خلافی مرتکب می‌شوند.

این ابا داشتن٬ این هراس از تعامل با غرب در حالی است که یک نگاه اجمالی به تجربیات بقیه کشور‌ها بعد جنگ سرد نشان می‌دهد که گذار به دموکراسی جز با همراهی غرب ممکن نیست٬ در واقع هیچ کشوری موفق به استقرار دموکراسی نشده مگر این‌که اپوزیسیون آن کشور حمایت غرب را جلب کرده و از آن حمایت استفاده کرده است. کشورهای بلوک شرق٬ آفریقای جنوبی٬ انقلاب‌های رنگی شش هفت سال گذشته و برمه نمونه‌های موفق یا نسبتا موفق گذار به دموکراسی هستند که همه در یک نقطه اشتراک دارند و آن هم یاری غرب به اپوزیسیون دموکراسی‌خواه‌شان است.

بنابراین اگر ما خواهان استقرار دموکراسی در ایران هستیم و در پی سیاست رومانتیک و شعارهایی مثل ملت قهرمان و خلق قهرمان نیستیم و می‌خواهیم با کمترین هزینه در سریع‌ترین زمان دموکراسی را در ایران مستقر کنیم باید تضاد غرب‌گرا–ضدغرب را هم بدون پرده‌پوشی عامل اساسی تشکیل هرگونه اتحادی در کنار دو تضاد دیگر دموکراسی–دیکتاتوری و سنت-مدرنیسم در نظر بگیریم.

در این‌جا منظورم از سنت آن قرائت تمامیت‌خواهانه‌ای از سنت که در برابر ارزش‌های جهان‌شمول حقوق بشری یا برابری قانونی یا توسعه سیاسی اقتصادی مقاومت می‌کند. این توضیح را هم اضافه کنم که وقتی می‌گویم غرب‌گرا یک عبارت پیچیده فلسفی مد نظرم نیست و در عین حال از یک سری نیروهایی صحبت نمی‌کنم که منافع غرب را به منافع ملی کشورشان ترجیح می‌دهند. شاید اصلا بهتر باشد غرب‌گرا را در تقابل با واژه متضاد خودش یعنی غرب‌ستیز تعریف کرد. یعنی نیرویی که برای حفظ و تحقق منافع ملی خودش از همراهی با غرب هراسی ندارد و به جای این‌که در پی مدیریت جهانی و مبارزه با امپریالیسم و امثال این‌ها باشد به فکر تحقق منافع ملی ایران در چارچوب واقعیت موجود نظام بین‌الملل است.

پس به گمان من اپوزیسیون دموکراسی‌خواه ایران به جای اینکه دنبال این باشد که اتحادهای عریض٬ کم‌تحرک و بی‌کارکرد از چپ‌ترین گروه‌ها تا راست‌ترین گروه‌ها تشکیل دهد باید اتحاد قابل قبولی از نیروهایی که مولفه‌های مدرن بودن٬ دموکراسی‌خواه بودن٬ غرب‌گرایی و ملی بودن را دارا هستند شکل بدهد.

این‌جا می‌ایستم و مسأله الزام رابطه با غرب را از یک منظر دیگر می‌سنجم. از تجربیات بقیه کشورها٬ ملزومات جهانی شدن و موقعیت غرب به عنوان منطقه‌ای که در حال حاضر ارزش‌های دموکراتیک را رعایت و حمایت می‌کند که بگذریم یک آیتم دیگر هم نقش غرب را در رابطه با ایران پررنگ می‌کند. جمهوری اسلامی ایران یک حکومت دیکتاتوری نیست که فقط با ملت خود درگیر باشد٬ جمهوری اسلامی به بحران زنده‌ است و اصولا بحران و بحران‌سازی را رسالت خود می‌داند و به طور مرتب نظم بین‌الملل را هدف یاغی‌گری‌های خود قرار می‌دهد. بنابراین این خود حکومت است که ضلع سوم نیروهای خارجی را به طور غیرعادی به دو ضلع دیگر ملت و دولت اضافه می‌کند و مثلث سیاست ایران را می‌سازد.

این واقعیت بحران سازی حکومت باعث می‌شود که چه اپوزیسیون بخواهد و چه نخواهد جامعه جهانی و علی‌الخصوص دموکراسی‌ها با حکومت ایران درگیر شوند. در این مورد معمولا اتفاق نظر وجود دارد اما مشکل این نتیجه‌گیری غلط است که «چون برخورد جامعه جهانی با حکومت ایران خارج از حیطه نفوذ اپوزیسیون است پس اپوزیسیون هیچ نقشی در شکل‌دهی این برخورد و حفظ منافع ملی ندارد». خیر٬ این نتیجه‌گیری اشتباه است. به این دلیل که برای جامعه جهانی وجود آلترناتیوی دموکراتیک و پای‌بند به صلح در نوع برخوردش با حکومت تاثیرگذار است. یعنی قطعا وجود یک نیروی قدرتمند دموکراتیک می‌تواند به تصمیم جامعه جهانی برای سکوت٬ تحریم٬ سازش٬ جنگ محدود و یا جنگ تمام عیار جهت دهد و به گمان من این موضع که کاری از اپوزیسیون برنمی‌آید تنها گریز از مسوولیت است. نمونه‌های لیبی و سوریه هم نشان داد که وجود یک آلترناتیو دموکراتیک چقدر می‌تواند روی سرنوشت یک کشور تاثیرگذار باشد. تجربه سوریه چیزی نیست که بتوان از آن گذشت٬ شانزده ماه از شروع انقلاب می‌گذرد و بعد این‌ همه مقاومت و مبارزه همه متفق‌القولند که بی‌عملی جامعه جهانی تنها از یک منبع ناشی می‌شود و آن عدم وجود آلترناتیو دموکراتیک و پای‌بند به صلح است. مدل سوریه نشان می‌دهد که عملکرد اپوزیسیون نه تنها در نوع برخورد جامعه جهانی با یک کشور تاثیرگذار است که گاهی ممکن است تبدیل به تاثیرگذار‌ترین عامل هم بشود.

صحبت‌هایم را با تاکید دوباره روی این موضوع تمام می‌کنم که برخلاف تبلیغ‌هایی که می‌شود واقعیت سیاست ایران این مسوولیت را به نیروهای دموکراسی‌خواه ایران تحمیل کرده یا شاید بتوان گفت این فرصت را خلق کرده که حقوق بشر٬ دموکراسی٬ حقوق شهروندی و منافع ملی خود را در صحنه جهانی پی‌گیری کنند و با توجه به بالاگرفتن تنش بین حکومت ایران و جامعه جهانی این وظیفه یا فرصت در آینده نزدیک دو چندان شده است.

 

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.