Maryam Mohammadi
 
پیام زن یارسانی بە کنفرانس پراگ
 
نسرین محمدی
 
به نمایندگی از کمسیون زنان
 
سازمان دمکراتیک یارسان
 
آقایان و خانمها، حضار محترم
قبل از هر سخنی ابتدا خواستم بە نام جامعە یارسان بویژە زنان تحت ستم این جامعە از شما دست اندرکاران این کنفرانس برای شرکت هیئت زنان یارسانی در این این گردهمایی تشکر کنم.
من نسرین محمدی بە نمایندگی از زنانی صحبت میکنم کە زمانی پرچمدار آزادی و صدر نشین مجلس و صاحب نظر بودند ولی متاسفانە شرایط استبداد و فرهنگ بیگانە ما را بە دورانی کشاند کە زن یارسانی نیز از حقوق بر حق خویش آنچە کە شایستەی مقام اوست بی بحرە بماند.
زن یارسانی در ٩٠٠ سال پیش در زمان نهضت شاەخوشین لرستانی در تمام تصمیمات دخیل و صاحب نظر بودند. خانم فاطمە لڕ کە در آن زمان یکی از پرچمداران نهضت شاخوشین بود و در مقام زن یارسانی در جایگاە والای خویش کە همانا مقام زن است، در تمام تصمیمات صاحب نظر و بدون مشورت با او هیچ تصمیمی اتخاذ نمیشد. در ٧٥٠ ساڵ پیش در زمان نهضت سلطآب سحاک خانم دایراک یا همان دایە رمزبار بە عنوان زن یارسانی دارای نقشی اساسی و صاحب نظر بود.
این مقدمە مرا بر آن داشت کە شما حضار محترم بدانید کە جایگاە زن در جامعە یارسان و در آیین یاری از جایگاهی ویژە و بالاتر از جایگاە مرد قرار دارد، ولی متاسفانە بدلیل تحمیل فرهنگ بیگانە بر این جامعە و ضلم و ستمی کە در طی دوران تسلط بیگانە بر مملکتمان ایران، زنان در جامعە یارسان نیز همانند دیگر زنان جامعە بزرگ ایران در بدترین شرایط قرار گرفتە و در نظامی مردم سالار کە از فرهنگ بیگانە بر ما تحمیل شدە است رنج میبرند.
‌آقایان و خانمها:
٣٣ سال از حکومت ننگین جمهوری اسلامی در ایران میگذرد، طی این ٣٣ سال زنان در بدترین شرایط دوران قرار گرفتە و از هیچ حق و حقوقی برخوردار نیستند. دوستان و یاران گرامی همانطور که مُطلعید خشونت و به ویژه اعمال انواع مختلف خشونت‌ها علیه زنان از معضلات جامعه‌ی امروز بشری در تمامی دنیاست. با این حال نوع و اعمال خشونت در بسیاری از کشورها بسته به شرایط اجتماعی و سیاسی متفاوت است. ایران هم از این قائده مستثنی نیست. در طول سال‌های مختلف بنا به شرایط موجود، اعمال خشونت در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی ادامه داشته است. اعمال خشونت سیستماتیک، گسترش خشونت‌های اجتماعی و همین‌طور انواع مختلف خشونت از جمله قتل‌های ناموسی، ضرب و شتم، آزار همسر و دیگر خشونت‌ها هم‌چنان در طول سال‌ها نه تنها بر فعالیت زنان، بلکه بر جایگاه آنها در سطوح مختلف اجتماعی و خانوادگی تأثیر منفی و فروکاهنده داشته است
حد اقل بعد از ١٥٠٠ سال و استبداد دینی حاکم،ایران یک جامعە کاملا سنتی بودە کە دربستر تاریخ نقش و جایگاە زن را بە میزان وابستگی و وفاداری او بە پدر، برادر، همسر و یا مردی کە سرپرستی او و خانوادە‌اش را بر عهدە دارد گرە زدە است. بە این معنا کە زن در بهترین حالت بهرەمندی از آزادی یا حقوق، تنها در چهارچوبی می‌تواند آزاد باشد کە مرد برایش تعیین میکند. بە گفتەای دیگر، جامعە سنتی ایران یک چارچوب اجتماعی چنان محدودی برای زن درست کردە است کە در آن یک زن موفق و متعهد کسی است کە در بهترین حالت تنها می‌تواند وظیفەاش را در برابر مردی کە قیم و یا یکی از بستگان نزدیک اوست بە خوبی انجام دهد و در مقابل از او طلب هیچ حقی نکند. انقلاب ٥٧ این دیدگاە را نهادینە کرد و جایگاە اجتماعی زن را بە گونەای پایین آورد کە زن را صرفا بە ابزاری برای ارضای خاطر مرد تبدیل کرد

جمهوری اسلامی با تکیە بە یک قرائت متکی بە دید دوران جاهلیت نسبت بە جامعە با زنان رفتار میکند و این برداشت و رفتار را در هالەی از تقدس ریایی پیچیدە است تا هرگونە صحبتی از آزادی زن را مترادف با سرپیچی از فرامین دینی قلمداد کند

بازگشت فضا و فرهنگ سیاسی کشور از استبداد بە تحجر در سالهای بعد از انقلاب ٥٧ باعث شد کە آزادیهای نسبی کە بخشی از زنان کشور در دوران شاە بدست آوردە بودند، کاملا از آنان سلب شود. در ابتدا قانون اساسی و بە تبع آن قانون قضا، قانون خانوادە، قانون کار، قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین ایران زن را بە عنوان انسان درجە دو و نیازمند بە سرپرستی یک مرد تلقی کردند. سرانجام حضور زنان در محافل عمومی، در بازار کار، در امر قضا و داوری و در نهادهای تصمیم‌گیری بە گونەای محدود شد کە بخشی از مردان در جامعە، نگەداشتن زن در چهارچوب خانە را بسیار طبیعی و یک امر دینی تلقی کردند. در سایە چنین قوانینی و با تقویت چنین فرهنگی، بسیار طبیعی است کە آن گروە از مردانی کە خود قربانی جاهلیت و زیردستی هستند، بیش از زاد و ولد و رسیدگی بە امور خانە و خانوادە نقش دیگری را برای زنان تصور نکنند و در نهایت سرپیچی زن از امر شخصی خود را بە معنای زیرپانهادن فرامین دینی قلمداد کنند

در این چارچوب فرهنگی، فرق چندانی بین دیدگاە و حتی رفتار زن و مرد نسبت بە نقش و جایگاە زن در جامعە نیست. چرا کە نسبت زنانی کە این دیدگاە ضد زن و ضد آزادی را می‌پذیرند و اصول آن را پیادە می‌کنند، چندان هم از مردان کمتر نیست. بنابر این مردان قبل از اینکە عامل اصلی خشونت علیە زنان باشند، خود قربانی جهالت و فرهنگ حاکم در جامعەای هستند کە بە احکام و رفتار خشن خود یک جنبە دینی بخشیدە است. در حالی‌کە هیچ دینی نمی‌تواند بی عدالتی و ستم نسبت بە فرد یا بخشی از جامعە را بە فرامین الهی مرتبط سازد. بنابر این تئوری خشونت چیزی نیست بجز یک دیدگاە خشونت‌زای مبتنی بر برداشتی متحجرانە از فرهنگ و اصول متداول در جامعە .

تئوری خشونت همراه با موارد و نمونه‌های عملی، مدام از طریق دستگاه‌های اجرایی ، رسانه‌ها و مجموعه‌ای از باورهای فرهنگ بومی تقویت می‌شود. گذشته از گسترش فرهنگ مردسالاری و سنتی که خود عامل اصلی اعمال خشونت علیه زنان می‌شود این خشونت در عادی‌ترین روابط اجتماعی نیز شکل می‌گیرد که حاکمیت همانا قدرت اجرایی جامعه ایران خود بخشی از این موضوع می‌باشد.
خانمها و آقایان
با توجە بە گفتەهای فوق و ناهنجاریهایی کە زنان در مملکت ایران با آن روبرو هستند و بە تبع نبود یک آلترناتیو مناسب برای جایگزینی این رژیم زن ستیز بایستی در صورت ادامە این وضع شاهد ستم بیشتری بر زنان باشیم. من بە عنوان ن زن یارسانی کرد از شما و تمام فعالین و آزادیخواهانی کە دلشان برای زن ایرانی میسوزد میخواهم کە برای یک جبهە فراگیر در بین اپوزسیون کە بتواند نمایندگی جامعە ایران را داشتە باشد کوشا و فعال باشیم، چونکە بدون در نظر گرفتن این واقعیت کە همە با هم برای رهایی زن ایرانی بکوشیم محال است کە تنها یک یا چند حزب و سازمان بتوانند بر این امر فائق آیند.
اگر بخواهیم در فردای ایرانی آزاد همە با هم برابر و در یک کشور بە نام ایران زندگی کنیم پس باید تمام ملیتها و گروهها را در این راستا شریک بسازیم. جامعە یارسان یک نمونە از اینهاست. ما بە عنوان جامعە یارسان دیگر نە میخواهیم و نە اجازە خواهیم داد کە در حاشیە باشیم بلکە بایستی در تصمیگیرهای مملکتی نقش داشتە  و خود را صاحب خانە بدانیم.
١٥٠٠ سال است کە بە عنوانهای گوناگون بر جامعە یارسان بویژە قشر زن در این جامعە ظلم میشود، اکنون زمان آن فرا رسیدە است کە در هر گونە بحث و یاهر تصمیم گیری برای فردای ایران با نمایندگی این جامعە مشورت شود، چونکە جامعە یارسان اکنون دارای نمایندگی سیاسی خود کە سازمان دمکراتیک یارسان است میباشد کە یک سوم رهبری این سازمان را زنان تشکیل میدهند. پس باید درک کنیم کە بە صورت تک حزبی عمل کردن و دیگران را بە هاشیە راندن نە بە آزادی ایران کمک میکند و نە ما را بە همدیگر نزدیک خواهد کرد. عمل کرد تک روانە بی شک ما را بە دوران دیکتاتوری سوق خواهد داد.
 
 
 
 

 

چاپ

×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.