Hassan Makaremi
متن سخنرانی آقای حسن مکارمیدر کنفرانس "چشم اندار تغییر در ایران" - هامبورگ - پنل زنان
"نگاهی ساختآری - فرهنگی - روانی به نقش زنان، از مشروطیت تا به امروز با پیشنهادی بر تعریف شاخص های اندازه گیری" 
            مراد ما در این گفتار تلاش  برارائه نگاهی تازه است . این نگاه شاید بتواند به مجموعه نیروهای مترقی در داخل و خارج ایران، در راه همگرایی خواسته ها و در نهایت همگرایی در حوزه عمل کمکی برسا ند. یا دست کم استفاده از  ابزارهای  سه گانه، راهبردی، ساختاری و روانی را  در کنار ابزارهای دیگر چون، ایجاد تشکل ها، ایجاد رسانه ها، تلاش های آموزشی، آشنایی افکار عمومی مردم جهان، مدافعات حقوقی در سطح جهانی ...همه گیر کند. نخست این سه نگاه را بیشتر بشناسیم. سپس نقش زنان از مشروطیت تا به امروز را در نور این ابزار ها بهتر ببینیم و در نهایت تلاش کنیم تا برای آینده تا آنجا که در توان این گفتگو است،  راهبردی کارآمد و دقیق با استفاده از شاخص های اندازه گیری بیابیم.
           
مراد ما در این مختصر بیان تاریخچه اندیشه ساختار گرایی حوزه های روانکاوی و علوم اجتماعی و آنچه نگاه ساختاری نام دارد، نیست. نگاه ساختاری بیش از هر چیز نیازمند، گذاشتن پدیده ها در دکوری است طولانی مدت و چند حوزه ای. کارهای داروین، مارکس ، فروید  وکلود لوی استراوس را می توان نمونه های بارز نگاه ساختاری  دانست. اگر چه ساختارگرایی پس از  فردینان دو سوسور (زاده ۱۸۵۷ درگذشته ۱۹۱۳) زبان‌شناس سوئیسی  تدوین شد و به حوزه های دیگر سرایت کرد، ولی نگاه ساختاری را بزرگانی چون دا روین، مارکس و فروید  در عمل مورد استفاده قرار دادند.سوسور با نگرش به ساختار زبان به عنوان اصل بنیادین در زبانشناسی، آن را شاخه‌ای از دانش عمومی دانست. عموماً سوسور را پدر زبانشناسی قرن بیستم می‌دانند.
            مراد ما از نگاه بر روان ، نیز نگاهی است ساختاری. ژاک لکان روانپزشک و روانکاو فرانسوی ، بر اساس یافته های فروید و سوسور نگاهی ساختاری برناخود آگاه  انداخت. کشف بزرگ خود را چنین بیان کرد: ناخود آگاه انسان سخنگو، انسان خواهشمند، ساختاری چون زبان دارد. او شکل گیری و کارکرد ناخود آگاه را درطی بیش از چهل سال آموزش های خود شناخت و معرفی کرد. عوامل موثر در شکل گیری ناخود آگاه را مادر، بویژه زبان مادری، نام و حضور پدر در خواهش مادر، و عامل اختلاف جنسیت، که همان شکل ظاهری این اختلاف است،  معرفی می کند. شکل گیری نا خود آگاه زن و مرد بر اساس این اختلاف بیولوژیک متفاوت می گردد.
            و از این جا  زندگی  انسان سخنگو ، انسان نماد گرا، دچار بزرگترین تناقض هستی خویش می گردد. زن و مرد چون دو حیوان سخنگو و از راه نماد پردازی با یکدیگر ارتباط میگیرند، وازطرفی چون دو ساختار متفاوت بیولوژیک و روانی دچار بیگانگی میگردند. و این دو مبنای خانواده را میسازند ، تقسیم کار می کنند، چه در قالب خانواده و چه در قالب جوامع بزرگ تر، از بدو پیدایش زندگی گروهی، دوران پیش از شکار،دوران شکار، دوران کشاورزی و دامداری و دوران شهر نشینی. نقش زن و مرد در داخل و خارج خانواده با تکامل شیوه زندگی تغییر می کند و خود را تطبیق می دهد. این نقش ها برای ادامه بقا در قالب سنت ها از نسلی به نسل دیگر می رسد ، تکامل یافته و با  واقعیت تطبیق می یا بد.
           
سنت ها درقالب مذهب، باورهای قومی و فرهنگی از نسلی به نسل دیگر می روند. آمیزش فرهنگها با یکدیگرازسویی، تلاش آدمی در استفاده بهینه از پیرامون خود در راه زندگی مناسب تر، سنت هارا یا بتدریج و یا با قهر و آنهم  یکباره تعالی می بخشند.و از آنجا تناقض بزرگ دوم زندگی آدمیان روی میدهد. سنتهای ایستا در مقاطعی از تاریخ و برای تعدادی ازارکان جامعه پاسخگوی نیاز نیستند ودراینجا شکاف میان، دو نسل، میان طرفداران سنت ایستا و تازه خواهان اوج می گیرد. و بی گمان فشار بر روان و جسم آن قسمت از جامعه که در مسیر تغییرات بیشترند، افزون تر میگردد.
            از طرفی آنچه که به ایران ما باز میگردد  تداخل فرهنگی بزرگ که به آن مدرنیزاسیون نام نهاده اند، از ابتدای قرن نوزدهم ، ١٨٠٣ با سلسله جنگهای ایران و روس و شکست های ایرانیان آغاز میگردد. این تداخل فرهنگی بطور پیوسته تا امروزادامه یافته وبه گونه ای طبیعی نمی تواند  برای ساکنان روستاها، عشایر وساکنان شهرها یکسان باشد.
            همانگونه که رفت در ابتدای قرن نوزدهم ، نقش زنان همچون شهروند در ایران در سه شیوه زندگی یکسان نبود. حال با توجه به این جنبه "فرهنگی - شیوه تولیدی" در ایران و سنت زندگی شهروندان زن و مرد چگونه می توان تغییرات را از ابتدای قرن نوزدهم تا امروز به گونه ای ساختاری بررسی کرد. و تلاش کرد تا  نمایی کلی ارائه داده تا بتوان از این تغییرات و نمای کلی آن، درس هایی برای پیشرفت، به ویژه نقش زنان برای آینده گرفت. پیشنهاد من اینست که تصویر را با هم  مقایسه کنیم : تصویری از ابتدای قرن نوزدهم  و  تصویر ایده ال- ممکن در ده های آینده . برای این دو تصویر نیازمند شاخص هایی هستیم که هم به ندازه کافی گویا باشند، هم قابل اندازه گیری و هم  با معنی. و نهایتا این شاخص ها می بایست در راه پیشرفت و موازین حقوق بشر راه بسپارند.
            نخست از تصویر ایده آل - ممکن، نقش زنان در ده های آینده در ایران شروع کنیم.  این پیشنهاد میتواند طرح نخستین باشد و نیازمند بررسی و همفکری بسیار است. ولی به هر حال می بایست از جایی شروع کرد. ایده آل - ممکن ، شرایط بهینه زنان ایران در ده های آینده را موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر تصور کنیم ، با دو مشخصه بیشتر، محیط زیستی پاک تر مناسب زیست مادران و کودکان از یک سوی و شرایط مناسب تر بهداشتی و زیستی ، با بیمه های اجتماعی مناسب برای مادران و فرزندان.
تصویر دوم  شرایط زیست زنان در اوایل قرن نوزدهم در سه " فرهنگ - شیوه تولیدی": عشایر، روستایی و شهری است.
برای اینکه بتوانیم نگاهی دقیق تر بر این سه " فرهنگ - شیوه تولیدی": عشایر، روستایی و شهری بیاندازیم، تغییرات جمعیتی عامل مهم و بنیانی دیگری را وارد بحث می کنیمطبق آمار در پیش از انقلاب مشروطیّت، ٢٥٪ جمعیت ایران شهرنشین و ٧٥٪ روستائی یاعشایر بودند که از این رقم ٦١٪ به گونه ای یا بروش کوچ نشینی یا نیمه کوچ نشینی زندگی می کردند. به عبارتی دیگر ساکنین امروز ایران با حسابی سرانگشتی با سه یا چهار نسل با درصدی نزدیک به ٧٥٪ به فرهنگی شفاهی، روستائی، عشایری باز میگردند. )منابع آمار ارائه شده: جغرافیای جمعیت ایران، تألیف جعفر جوان(
            اما شاخص های خود را چه گونه انتخاب کنیم؟ با بررسی دقیق تر و مصاحبه با افراد مطلع ، چند شاخص اساسی زیر را پیشنهاد می کنم:

1- نقش زن در خانواده و زندگی زناشویی
2- نقش زن در جامعه شامل:  محیط کار، مدیریت، فعالیت سیاسی و اجتماعی
3- نقش زنان در تولیدات، علمی، هنری، فرهنگی
4- استقلال و زندگی خصوصی زنان
5- نقش زنان و حقوق شهروندی آنان

به گونه ای بسیار گذرا و مختصر تلاش می کنم تغییرات این پنج شاخص را درطول دو سده ارزیابی کنم . این شاخص ها بیشتر بر پایه زندگی شهر نشینی استواراند. پیشنهاد من آنست که علاقمندان هم در اصلاح و بهبود این شا خص ها و هم در تعمیم آنها به دو محیط " فرهنگی - تولیدی" دیگر بکوشند.
           
از  این دید گاه ساختاری فرهنگی ، به عمد دورانهای سیاسی را حذف می کنم تا تغییرات را مستقل از نظام های سیاسی سنجیده و نگاهی عینی و تنها به نقش زنان بیاندازیم. بی گمان در دو سده تغییرات شاخص های ما دچار پستی و بلندی شده اند  و بر اساس شرایط حاکم سیاسی در ایران و در جهان، نرخ پیشرفت فن آوری بویژه فن آوری داده پردازی و ارتباطات این شاخص ها کم و بیش به سوی ایده آل - ممکن ما حرکت کرده اند. نگاهی به این شاخصها بیاندازیم:
            در این نگاه راهبردی بی گمان از حالات استثنایی عبور میکنیم، ضمن آنکه میدانیم ، معمولا تا بیست  در صد استثناء از قاعده در شیوه نگرش های کلی قابل اغماض است.

1- نقش زن در خانواده و زندگی زناشویی:
مهمترین نقشی که زنان شهر نشین ابتدای قرن نوزدهم داشتند در این جا بوده است. زنان مدیریت داخلی خانه ، نظافت و سلامت خانواده ، ارتباطات خانوادگی، و آموزش های اولیه را به عهده داشتند. خانه در آن زمان نقش بسیاری از موسسات بهداشتی، درمانی، خدماتی، امروز را داشته است. از طرفی نقش زنان به طور خلاصه در آن چهار دیواری اجرا می شده است و از طرفی خدماتی که در آن چهار دیواری ارائه می شده است بسیار متنوع بوده است.
امروزه میتوان گفت که جدای حقوق شهروندی شامل، حق طلاق ، نگهداری کودکان، حق انتخاب بچه دار شدن، حق تک همسر بودن، نقش زنان در خانواده پیشرفتی قابل ملاحظه داشته است و زنان نه تنها مدیریت خانه را از دست نداده اند، بلکه عموما  پی گیری تربیت و تعلیم کودکان و بهداشت و سلامتی را نیزبه خوبی در کنترل دارند. از نظر فرهنگی و سنتی پایداری نقش مادر و مهر و محبت را نیز امروزه زنان ایرانی به خوبی حفظ کرده اند. با نگاهی سریع، در مورد این شاخص می توان گفت که غیر از حقوق شهروندی که آنهم  درسالهای پیش از انقلاب به سمت نوعی تعادل بسیار دیررس می رفت،  دوباره بشدت عقب نشینی کرد.که به عنوان  نمونه می توان ازحق تک همسر بودن یا طلاق با اجازه دادگاه نام برد. در بقیه مورد و کلا نسبت به جوامع مشابه زنان پیشرفت معقول و متعادلی داشته اند.

2- نقش زنان  در جامعه شامل: محیط کار، مدیریت، فعالیت سیاسی و اجتماعی:
می توان گفت که در این مورد ما تقریبا از پایین ترین پله شروع کردیم. زنان از هنگامی که حق رای و حق انتخاب شدن را بدست آوردند آن را خوب نگه داشتند. تقریبا خود را با همه گونه محیط کار همراه کرده اند. در فعالیتهای سیاسی بویژه در سطوح مقاومت و اپوزیسیون، چه در داخل یا خارج نقش های اساسی داشته اند. در مقابل  فشارهای سنت گرایان به ویژه در سی و سه سال اخیر به خوبی و روز به روز مقاومت کرده اند. زنان امروز جز چند مورد چون حرفه قضاوت، مقام ریاست جمهوری گویا در پاره ای از خدمات درمانی ، توانسته اند حضور مفید خود را تحمیل کنند. به طور کلی می توان گفت که حضور زنان در این شاخص روال عمومی و کلی خود را ادامه می دهد.
 
3- نقش زنان در تولیدات، علمی، هنری، فرهنگی :
این شاخص به تنهایی می تواند بسیار گویا باشد. چرا که تولیدات فرهنگی، هنری و علمی نیازمند امکانات ویژه و آمادگی روانی و ذهنی چنانیست که نرخ رشد آن ، نشانگر رشد شاخص های بسیار دیگریست. نیازمند آمار نیست. امروزه در همه زمینه های فوق با تمامی فشارها ی سیاسی، عدم امکانات، سهم زنان در دانشگاه ها، در میان نویسندگان و شاعران، سینماگران، نقاشان، خوش نویسان در حال افزایش است. شاید بتوان گفت که  در دو قرن اخیر، بی گمان تولیدات فرهنگی زنان در کلیه شرایط سیر مناسب و بالا رونده ای را داشته است،. با وجود فشارمستقیم بر زنان در مورد موسیقی  و به ویژه خوانندگی، کنسرت های زیرزمینی یا پشت بامی کم نیستند. می توان به راحتی امید وار بود که پس از بر طرف شدن مانع مذهبی سیاسی، با انفجار تولیدات هنری زنان روبرو باشیم.  به گمان ما رشد این شاخص از دگر شا خص ها امید وار کننده تر است.
 
4- استقلال و زندگی خصوصی زنان :
انتخاب همسرو شرایط ازدواج، انتخاب پوشش، انتخاب تفریح و ورزش و فعالیت های هنری، استقلال مالی،  انتخاب شیوه رسیدگی به خواهش و  نیاز جنسی، آزادی مسافرت، آزادی رفت و آمد، آزادی شرکت در  مناسک سنتی و مذهبی: در این مورد ما با  سه گونه مشکل روبروهستیم، سنتی،  سیاسی و اجتماعی . انتخاب آزاد همسر اگر چه نیازمند نظر مثبت پدر، در مورد ازدواج نخست است ولی بیشتر سنت و عرف خود مردم است که نقش بازی می کند. آزادی مسافرت در داخل کشور امری است بیشتر سنتی و به لحاظ امنیت زنان امری اجتماعی. اما مسافرت زنان به خارج با اجازه شوهر انتخابی است سیاسی. این امر مهم درهیچ دوره ای حل نشده است. آنچه بیش از همه جنبه نمادین دارد و از نخستین روز پس از بهمن ١٣٥٧تا به امروز میدان جنگ هر روزه  زنان و حاکمیت سیاسی ایران است، مشکل آزادی انتخاب پوشش زنان است. در پیش از این تاریخ ، بیشتر آزادی در انتخاب پوشش محدودیت های سنتی و اجتماعی داشت.
استقلال مالی، وابستگی مستقیم با حق کار دارد که این مهم را نیز می توان جزو دست آوردهای زنان دانست. فعالیت های گروهی، ورزشی و تفریحی همانطور که همگی میدانیم ، دور از چشم عوامل نهی از منکر و امر به معروف تا آنجا که مقدور است و با اصل پوشش اسلامی در تضاد نیست، توسط زنان دنبال میشود. به عبارت دیگر، اینان از هر امکانی استفاده کرده و هر روزه مرزهای ممنوع را می شکنند.

5- نقش زنان و حقوق شهروندی آنان:
حرکت این شاخص را می توان در سه دوره جداگانه بررسی کرد. تا پیش از وجود قوانین مدنی مدون و دادگستری مدرن دهه ١٣٠٠، از این تاریخ تا بهمن١٣٥٧ و از این تاریخ تا به امروز.در دوران نخست، آنچه به حقوق شهروندان چه زن و چه مرد مربوط میشد همان عرف و بیشتر متاثر از شریعت بود و قاضی هم حاکم شرع. دردوران دوم  نیز، با وجود قانون مدنی مدون، حقوق اساسی زنان عمدتا بر پایه همان عرفاسلامی می گردید. با این اختلاف که قوانین مدون اجازه تعبیر فردی را به قضات غیر معمم نمی داد.
             در طول پنجاه سال اجرای قوانین مدون مدنی ، پیشرفتهایی جزیی صورت گرفت.  ولی در اساس چه در دوران دوم و چه در دوران سوم  حقوق اساسی زنان:   چون حق ارث، حق طلاق، حق انتخاب باکره نبودن بدون از دست دادن مزایای ازدواج، حق ابرخورداری از زمان مساوی پذیرایی از فرزندان پس از جدایی و مواردی از همین قبیل در محدودیت حقوق عرفی مبنی بر شریعت زندانی ماندند. با این تفاوت که در دوران سوم دست قاضیان معمم باز تر از پیش بود ، چه در راه تعبییر به نفع یا ضرر زنان.
           
آنچه  در این مورد میتوان گفت آنهم با کمال اطمینان اینست که قوانین اجتماعی و مدنی به شدت تحت تاثیر سنت و عرف و شریعت است.این مهم  راه حلی سه گانه می طلبد: سیاسی، اجتماعی و سنتی. نقش رشد فرهنگی جامعه درهرسه مورد بسیاراساسی است
           
در اینجا و پیش از نتیجه گیری مایلم به سه نکته اشاره کنم. نخست اینکه سنت ها چون لایه های رسوبی کف اقیانوسه ها که طی ملیونها سال به کوه تبدیل میشوند، در درازای زمان روابط شهروندان، گروهای اجتماعی ، طبقات تولیدی ، و روابط فرهنگهای گوناگون را تنظیم میکنند. این سنتها  از  راه زبان و آداب و رسوم از نسلی به نسلی می روند. سنتها را نمی توان بدون جانشینی و پذیرش عمومی،  بدون آنکه زخم های روانی علاج ناپذیری تولید کنیم،  یکباره تغییر اساسی داد. . سنت ها عمیقا از راه زبان و فرهنگ در ساختار نا خودآگاه ما جای دارند و تغییر آنها کار چند نسل است. با توجه به رابطه های تنگاتنگ انتخاب شیوه های سیاسی، نظام اجتماعی و گردش سنت ها می بایست با ظرافت ویژه ای با این سه عامل اساسی بنیانی جامعه بازی رقص گونه و هنرمندانه ای کرد تا در عبور زمان به تدریج با افزایش فرهنگ عمومی شهروندان را به آرامی به مسیر  پذیرش تازه ها آورد.
           
دوم آنکه در مورد نقش زنان به ظرافت تناقض اساسی انسان سخنگو در زندگی هر روزه توجه کنیم.  زنان و مردان ، نزدیک تر از همه حیات مندا ند در وسیله ارتباط که همان نماد و زبان است و بیگانه تر از همه  اند در کارکرد بیولوژیک و روان.
           
سوم آنکه خوشبختانه امکانات ارتباطی معجزه آسای امروزه ، مسافرت ها و مهاجرت ها ، "مشکلات زمان خواه"  دیروز را  تعدیل میکنند. نهایتا می بایست از آنها استفاده بهینه کرد.
           
همانگونه که رفت در نگاهی  بسیار سریع و از دور و با استفاده از پنج شاخص و دو تصویر، ابتدای قرن نوزدهم و ایده آل - ممکن ده های آینده،  می توان نتیجه گرفت که:
           
در مجموع و مستقل از دورانهای سیاسی ، و عمدتا به همت و تلاش هر روزه زنان ، تا آنجا که به ساکنین شهرها مربوط می شود،  همگی شاخص ها به جز شاخص حقوق مدنی و شهروندی، کم و بیش در ناحیه سبزاند، یا امکان ورود به ناحیه سبز را دارند. با شوربختی در زمینه حقوق شهروندی، ووابستگی آن  به سه عامل سیاسی، اجتماعی و سنتی ، به زمان، صبر، مقاومت، مداومت ، بردباری و پشتکار بیشتری  نیاز داریم. دراینجاست که تلاش هر شهروند درهرحرکت روزانه در دفاع از حقوق شهروندی به طورکلی و حقوق مدنی زنان به طور خاص ضروری و لازم است.
           
ما از راهی دور می آییم ، پستی و بلندی های بسیار دیده ایم. بی گمان  این تیغ و خار  درد آور نیزاز پای مادران، خواهران، همسران و دختران به رهبری و همیاری خود آنها بیرون خواهد آمد. 
 
حسن مکارمی روانکاو بالینی و پژوهشگر سوربن
کرسی بررسی نقش نوآوری و آماده سازی در جهش های سازماندهی - بخش ویژه فرهنگ و خدمات راهبردی
پارس ژانویه ٢٠١٣
 

چاپ

×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.