همایش ایران‌پژوهی: مردی و مردانگی ایرانی
سام فرزانه، بی بی سی
مردانگی یکی از شاخه‌های جدید در مطالعات جنسیت است. آنقدر جدید که وقتی سه میزگرد از میزگردهای همایش ایران‌پژوهی در سال ۱۳۹۷ به این موضوع اختصاص پیدا کرد، خود شرکت‌کنندگان در میزگرد هم از آن متعجب بودند.

مطالعات جنسیت از علوم بین‌‌رشته‌ای است که پژوهشگرانش سعی می‌کنند به پرسش‌هایی درباره جنسیت آدم‌ها و شیوه‌های بیان جنسیت و رفتارهای آن تحقیق کنند. پژوهش درباره زنان و زنانگی تا به حال بیشتر سابقه داشته است اما حالا چند سالی می‌شود که در غرب تمرکز بر رفتار و کردار مردانه هم بیشتر شده است.

سیوان بالسلو، از مدرسان دانشگاه عبری در بیت‌المقدس درباره اینکه مطالعات چرا مطالعات درباره مردانگی با تاخیر انجام می‌شود، می‌گوید «مردانگی خیلی موضوع پیش‌ پا افتاده‌ای بوده.» یعنی آنقدر عیان بوده: «برای همین مردها خیلی به جنسیتشان و اثر این جنسیت بر رفتارشان فکر نمی‌کنند.»

او می‌گوید که اگر مردها بیشتر درباره اثر جنسیتشان بر رفتارشان فکر کنند، بر رفتار و تصوراتشان اثر می‌گذارد، مثلا شنیده‌اید که به پسربچه‌ها می‌گویند: «مرد که گریه نمی‌کند.» همین جمله این تصور را در ذهن پسرها ایجاد می‌کند که در بیان احساساتشان باید به فکر مردانگی‌شان هم باشند.

خانم بالسلو توصیه می‌کند که مردها به این فکر کنند که «این رفتارها بر مبنای چه رقابت‌هایی است. و اینکه این مدل خاص از لباس پوشیدن یا آن مدل از رفتار یا آن نوع از روابط جنسی لزوما طبیعی نیست.»

در این نوشته موضوع سخنرانی سه نفر از پژوهشگران درباره جنسیت را گزارش می‌کنم.

رستم‌آسایان و بقیه مردها

الگزاندرا هافمن، دانشجوی رشته دکتری در دانشگاه شیکاگو درباره توصیفات از بدن مردان در شاهنامه فردوسی تحقیق کرده است.

او در پژوهش‌هایش متوجه شده که فردوسی بدن مردان را با این ویژگی‌ها توصیف کرده است: مثل سرو، قدشان بلند است. مثل فیل، زور دارند. گردن، بازو و ران‌هایشان هم بسیار ورزیده و حجیم است. سردسته آنها هم رستم است که در جایی از شاهنامه می‌گوید هیکل او برای جنگ کردن آفریده شده است.

چنین یال و این چنگ‌های دراز / نه والا بود پروریدن به ناز

خانم هافمن، در ضمن متوجه شده که فردوسی فقط جنگاوران و پادشاهان را توصیف کرده است. از آن طرف او دیده که مردان دیگر تا زمانی که عضوی از بدنشان در جنگی قطع نشده یا مثلا کشته نشده‌اند، صحبتی از بدن آنها نمی‌شود. و تازه در شرایط قطع عضو و جنگ است که متوجه می‌شویم اینها اصلا بدنی هم داشته‌اند.

به این ترتیب مردانی مردانه به حساب آمده و لایق توصیف به شمار می‌آیند که دارای آن تن و بدن تنومند باشند.

این مدل از بدن و هیکل حالا دوباره روی بورس آمده اما این بار به مدد فیلم‌های هالیوودی.

نه! دقیقا همین لباس زیباست نشان مردانگی
اگر فردوسی و حالا صنعت سرگرمی برای جامعه معیار بدن مردانه را تعریف می‌کنند، مراجع دیگری هم هستند که تعریف می‌کنند کدام لباس مردانه است و کدام مردانگی مورد پسند.

سیوان بالسلو در تحقیقاتش درباره لباس مردان ایرانی در اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی متوجه شده که مردان سعی می‌کردند خود را تا جای ممکن با الگوی مردان اروپایی همساز کنند.

از اواخر قرن نوزدهم میلادی، به گفته خانم بالسلو، خانواده‌های ثروتمند ایرانی، فرزندانشان را برای تحصیلات عالی به اروپا می‌فرستادند یا به موسسه‌هایی در ایران که تدریس در آنها به شیوه غربی انجام می‌شده است: «مردانی که از این تحصیلات بهره‌مند می‌شدند، رفتار غربی، شکل ظاهری و اشیا مربوط به آن را انتخاب می کردند.» یعنی کت و شلوار به تن کرده و کراوات می‌زدند. یک تعلیمی زیر بغل می‌زدند و کلاه قاجاری را به سر می‌گذاشتند.

مطالعات جنسیت اینجا به ما کمک می‌کند که خود را بهتر بشناسیم. وقتی که پژوهشگر به ما می‌گوید مردانی از طبقه پایین جامعه بودند که می‌خواستند مانند «بزرگان قوم» شوند. این افراد به سختی سعی می‌کردند خود را به سر و شکل غربی در آورند. اما چون خیلی بلد نبودند گاهی زیاده‌روی هم می‌کردند و این طوری برچسب «فوکولی» می‌خوردند.

افرادی از این دست در دوره رضاشاه پهلوی تلاش بیشتری برای غربی کردن سر و شکلشان انجام می‌دادند. برای اینکه در دوره رضاشاه سر و شکل غربی داشتن مهم‌تر بوده است: «مردانی که در غرب تحصیل کرده بودند - به خصوص در دوره رضا شاه ـ الگوی مردی و مردانگی بودند. خیلی مردانه بودند.»

حاصل سعی و تلاش برای رسیدن به الگوی مردانگی در دوره شاه اول پهلوی، می‌شود «مردانی که کت و شلوار می‌پوشیدند اما بدون کراوات و با گیوه‌.»

بعد از آن دوره انقلاب اسلامی می‌رسد که مردان انقلابی برای متمایز بودن از هواداران رژیم، به جای کت و شلوار و کراوات، پیراهن با اورکت ارتشی به تن می‌کردند و تیغ را ترک کرده و ریش می‌گذاشتند.

خانم بالسلو می‌گوید که فرم‌های مختلف مردانگی به این ترتیب در جامعه ایران با هم وارد رقابت می‌شوند. و «هر چه بیشتر رژیم سعی می‌کرد مردم را مجبور به استفاده از نوعی خاص از پوشش کند، مردم بیشتر از پوشش خود برای بیان مخالفتشان استفاده کردند.» خانم بالسلو می‌گوید که این شیوه بیان «چه در رژیم پهلوی و چه در جمهوری اسلامی» رواج داشته است.

روابط خصوصی و بیرون رانده شدن از حلقه مردانگی
یکی دیگر از معیارها برای تعریف مردی و مردانگی، روابط جنسی است. در ایران مردی مردانه به حساب می‌آید که توانایی برقرار کردن رابطه جنسی با جنس مخالف و توانایی بارور کردن داشته باشد.

پژوهشگران حوزه جنسیت می‌گویند جامعه ایران ورود مردان به روابطی که امکان باروری در آن نباشد را مردود می‌داند. برای همین همجنس‌گرایان طرد شده یا نادیده گرفته می‌شوند.

آرش نراقی، استاد کالج موراویان که با موضوع همجنس‌گرایی در ایرانِ شیعه‌ی امروز در همایش ایران‌پژوهی سخنرانی کرد.

آقای نراقی می‌گوید که جامعه ایران، مردان را واجد صفاتی مثبتی مثل «مروت، فاعل بودن، قدرت فرماندهی داشتن، شجاعت ورزیدن» می‌داند و زنان را دارای صفات بدی که در نهایت ترکیب«زن صفت» را به ناسزا تبدیل می‌کند.

از آن طرف ما می‌دانیم که بسیاری از شاعران و نویسندگان ایرانی داشتن رابطه با مردان دیگر را پنهان نکرده و حتی از آن نوشته‌اند: «در فرهنگ گذشته ما، مناسبات جنسی با همجنس آن قدر قبیح نبوده که نقشی که شما در مناسبات جنسی ایفا می‌کردید.»

او می‌گوید دخول باعث می‌شده مردی که دارای آن «فضائل مثبت» بوده به «مرتبه زنان سقوط کند». مرتبه‌ای که گاهی زنان هم با مردان همصدا شده و مردان همجنس‌گرا را به چوب ملامت می‌زنند.

آقای نراقی می‌گوید که این نگاه منفی به مردان همجنس‌گرا از جامعه شروع شده و وارد ادیان هم شده است. در مقاله خود، او به نگاه عالمان شیعه به مقوله همجنس‌گرایی اشاره کرد و دلایل آنها برای مخالفت با همجنس‌گرایان را برشمرد و در رد آنها استدلال کرد.

او می‌گوید این نوع نگاه منحصر به اسلام نیست و چون از باورهای جامعه وارد دین شده، در ادیان دیگر هم به چشم می‌خورد. آقای نراقی «یک دین مدرن مثل آیین بهاییت» را مثال می‌زند که «ریشه‌هایش در دوران مدرن است». او می‌گوید در آئین بهاییت «همچنان همجنس‌گرا هراسی بخشی از این دین است». گرچه او می‌گوید که در سال‌های اخیر با فشار نسل جوان‌تر بهاییان تغییراتی در این نگاه داده شده است: «حالا بیت العدل بهاییان (نهاد عالی تصمیم گیری آئین بهاییت) گفته‌اند اگر در جوامع می خواهند تصمیمی درباره همجنس گرایان بگیرند، بهاییان به آن کاری نداشته باشند. اما در داخل جامعه بهاییت، همجنس گرایی را به رسمیت نمی شناسند.»

همجنس‌گرا هراسی طیفی از احساسات منفی نسبت به کسانی است که به روابط جنسی با همجنس‌ خود علاقه دارند.

اگر ما به این گزاره شک کنیم که مرد به دنیا آمدن به خودی خود به معنای داشتن صفات مثبت نیست، آن وقت شاید در نگاه ما به مردان همجنس‌گرا هم اثر بگذارد.

 

 

 

 

بی بی سی

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.

ارسال به شبکه های اجتماعی

FacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinRSS FeedPinterest
Pin It