Blog

 
 
به راستی در وطن ما چه می گذرد ؟
عباس فرحزادی
روز ی نیست که خبری « خاص » از ایران نشنویم  .موضوعات ایران سر تیتر تقریبا همیشگی بسیاری از رسانه هاست . در دوره های قبل که امکانات ارتباطی فعلی وجود نداشت ، شاید می شد گفت کسانی که بیرون از کشور هستند ، از دور دستی برآتش دارند و به این دلیل در بسیاری از جهات ، جامه عافیت بر تن دارند و منتزع هستند . اما امروزه  به جرات می توان گفت ، ما ایرانیان خارج از کشور در جریانات داخل سهیم هستیم و گاه اخبار را حتی زودتر از مردم داخل کشور می شنویم . از این رو با برداشتن مرز های اخبار و اطلاعات داخل و خارج کشور ، شاید بتوان به حوزه گسترده تری از آرای ایرانیان نظر داشت . به هر روی ، برای هر مشاهده کننده ای که موضوعات به شدت به هم پیچیده شده ایران را تعقیب می کند ، آن چه امروز در کشورمان می گذرد – بی تردید – متفاوت ( و نه لزوما نا هم سنخ )  از گذشته است . البته نمی توان گفت چنین رنگ و سیاقی از مشاهدات پیش تر وجود نداشته است . طی سی و اندی سال گذشته در تمامی ادوار حس ناامنی اجتماعی و اقتصادی برای بسیاری از مردم ایران وجود داشته است . در دوره هایی از تاریخ سه دهه اخیر چنان موج اعدام و شکنجه گسترش یافت که « مرگ » سکه روز بود . الان همان سوداگران مرگ ، کسب و کار دیگری در کنار پیشه اصلی شان دست و پا کرده اند و این بار نه چندین هزار نفر که کمر به قتل کل جامعه بستند . شاید بشود گفت که « رنگ » جمهوری اسلامی چنان غلیظ شده است که این مقطع به نوعی نقطه ی عطف آن به حساب می آید . چیزی که آقای حجاریان در مصاحبه اخیر خود « تعلیق » خوانده است ، در واقع نوعی حس عمومی رفتاری دیر آشنا است که به نظر می رسد نقطه عزیمت خوبی برای مکانیزم های کنترلی  جمهوری اسلامی است . سی سال است که اساسا « استراتژی » در ایران وجود ندارد و هرچه هست « تاکتیک » است . به قول هاشمی رفسنجانی ، « عبور از بحران » است . این جابجائی تاکتیک با استراتژی ، دیگر خود تبدیل به یک رویه  دائمی شده است . دقیقا به دلیل همان « وضع تعلیق » و ناپایداری ذهنی و عینی  ، مردمی که در تحولات می توانند موثر باشند ، منفعل می شوند و امکان رهیافت دقیق برایشان  وجود ندارد .
 می توان یک آن از خود پرسید : اگر چنین رویه ای در سی سال گذشته جواب داده است و وضع جمهوری اسلامی را « تثبیت شده » نگه داشته است ( نظم کلی عناصر بی نظم )  ، چرا اکنون جواب ندهد ؟ چرا اکنون متوقع هستیم که گسیختگی نهاد های اجتماعی و اجزاء می تواند کل سیستم را از هم بپاشد ؟  آیا نقض حقوق بشر در ایران حاد تر شده است ؟ آیا نسبت نارضایتی مردم از دوره های قبل بیشتر شده است ؟ آیا فزونی یافتن آهنگ توتالیتریسم و نشان دادن اقتدار ایدئولوژیک بیشتر  که در این دوره شاهد آن هستیم ، دال بر کنترل قوی تر جامعه ( بخوانید سرکوب ) به شمار می رود یا صرفا نمایش سطحی از آن برای پروپاگاندا و  به کار گیری مکانیزمی دیگر از کنترل دستگاه حاکم است ؟ اساسا ، آیا نقطه متمرکز تصمیم سازی یا سیاست گذاری ای در دستگاه حاکم ایران می توان لحاظ کرد که واجد مختصات برنامه ریزی و پیش بینی یا به قولی  Check and Balance باشد؟
آیا این « برنامه بی برنامگی » ذاتی این شکل از حکومت داری نیست ؟  در صحبت های بسیاری از مسئولان حکومتی ، بعد از قضایای انتخابات 88 دیدیم که آن ها نیز اشاره کردند که ما – یعنی جمهوری اسلامی – دوره هایی سخت تر و بحرانی تر را سپری کرده است . وقتی یک رژیمی سی سال است که تشخیص دیگران در یک قدمی سقوط قرار دارد ، این موقعیت برای آن عادت و دائمی و نرمال می شود و در آن موقعیت به نوعی تثبیت دست می یابد . اما همان طور که گفته شد ، این بار به نظر می رسد حوزه ایستائی جمهوری اسلامی در همین موقعیت نیز متزلزل شده است . هیچ حوزه ای از جامعه نیست که الان دچارشکنندگی از جنس دیگری نبوده نباشد . شاخک های حسی – سیاسی بسیاری از مقامات نیز ظاهرا در این رهگذر تکان خورده است  که نشانه شناسی خوبی است ( مهاجرت  خانواده  های شماری از فرماندهان نظامی  و حکومتی  یکی از این نشانه ها است ) .
این که هر روز می شنویم ارز گران شده است ، فلان جنس گران شده است ، فلان خبرنگار برای اجرای حکم به زندان رفت ، فلان فعال سیاسی محاکمه شد و مانند این ها می باید ما را به این پرسش بکشاند که فرق دقیق مختصات اوضاع فعلی با اوضاع قبل چیست و آیا غیر از تغلیظ وضعیت ، نقطه بارز تفاوت ساختاری با قبل دارد ؟ به نظر می رسد تحولات در راه ، از دل چنین تضادی بیرون خواهد آمد.
 
12 سپتامبر 2012
 

 

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.