abdolfatah Soltani

فرزند عبدالفتاح سلطانی: انتقال پدرم با دستبند زیر سوال بردن شان وکیل و قاضی است

عبدالفتاح سلطانی، وکیل و فعال حقوق بشر که نزدیک به ده ماه است در زندان به سر می‌برد، طی هفته‌های اخیر به دلیل نیاز به درمان در خارج از زندان باید به بیمارستان منتقل می‌شد که به دلیل اصرار بر انتقال با دستبند از سوی مسئولان زندان و نپذیرفتن او، این انتقال صورت نگرفت.

مائده سلطانی، فرزند این فعال حقوق بشر در گفت‌وگو با جرس می‌گوید که خانواده‌اش نگران وضع سلامت پدرش هستند و او باید هر چه سریع‌تر برای معاینه و معالجه به خارج زندان منتقل شود.

عبدالفتاح سلطانی که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی را بر عهده داشته متهم به “تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر، اجتماع و تبانی علیه نظام” و “تحصیل مال حرام” شده است.

او که از تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ در زندان اوین به سر می‌برد با حکم بدوی که اواسط اسفند ماه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شد به ۱۸ سال حبس، تبعید به برازجان و همچنین به ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شده بود. وی سپس در یک دادگاه تجدید نظر به ۱۳ سال زندان محکوم شد.

دخترعبدالفتاح سلطانی با بیان این که پرونده‌ی پدرش در مرحله‌ی اعاده دادرسی است اظهار امیدواری می‌کند که “دست کم در این مرحله مطابق قانون” رفتار و پدرش از اتهامات نسبت داده شده تبرئه شود.

متن کامل این گفت‌وگو در ادامه می‌آید:

۱۰ روز پیش خانواده‌ توانستند بالاخره برای اولین بار با آقای سلطانی ملاقات حضوری داشته باشند. برای گرفتن ملاقات حضوری زمانی بیش از ۹ ماه طی شده است. قولی داده نشده تا پس از این ملاقات‌های حضوری روالی قانونی بگیرد؟

ببنید، بعد از نزدیک به ۱۰ ماه هفته گذشته خانواده موفق شدند با پدرم ملاقات حضوری کنند. برای هر بار ملاقات حضوری خانواده‌ی من باید از دادستان اجازه دریافت کنند؛ دادستان هم بارها موافقت کرده و حتی قاضی پرونده پیش از تجدید نظر به پدرم قول داده بود که ملاقات حضوری به راحتی به خانواده داده ‌شود. اما هر بار بر خلاف قول‌ها و وعده‌ها عمل ‌شد. این بار هم گفته‌اند که از این به بعد ملاقات‌های حضوری به سادگی و بدون دردسر داده می‌شود و امیدواریم از این پس این طور خلف وعده نشود و دست کم خانواده را از ملاقات حضوری محروم نکنند و ملاقات‌ها مطابق روند قانونی انجام شود.

در این ملاقات وضعیت جسمی و روحی آقای سلطانی چطور بود؟

از لحاظ جسمی پدرم نیاز به معالجه دارد. دکتر زندان تاکید داشته که او باید برای پاره‌ای از معالجات به بیرون از زندان منتقل شود و برای چند بیماری که از قبل داشته و بیماری کم‌خونی که در زندان به آن مبتلا شده تحت درمان قرار بگیرد و احتمالا داروهای مناسب مصرف کند. به همین خاطر خانواده بسیار نگران سلامت او هستند. اما از لحاظ روحی خوشبختانه در وضعیت بسیار عالی قرار دارد.

هفته پیش قرار بود آقای سلطانی برای درمان به بیمارستان منتقل شوند. اما به دلیل اصرار مسئولان زندان به استفاده از دستبند و نپذیرفتن پدرت این انتقال صورت نگرفت. با توجه به بیماری که می‌گویی و نگرانی از سلامت آقای سلطانی تکلیف درمان او چه می‌شود؟

پدر من شدیدا احتیاج به انتقال به بیمارستان و پی‌گیری معالجات و درمان دارد. به همین خاطر روز دوشنبه، یعنی سه روز پیش برای بار دوم خواستند که او را به بیمارستان منتقل کنند و مسئول بند ۳۵۰ هم به طور شفاهی به پدرم قول داده بود که این بار انتقال بدون دستبند صورت خواهد گرفت. با این وجود موقع انتقال به بیمارستان باز هم می‌خواستند به او دستبند بزنند که به دنبال مخالفت پدرم و سرباز زدن او از انتقال با دستبد، پدرم بار دیگر از رفتن به بیمارستان محروم شد و درمان و معالجه او به تعویق افتاد. باید اینجا تاکید کنم که ماده ۳۳ آیین نامه‌ی اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی در مورد نحوه انتقال زندانی توضیح داده شده و هیچ جا صحبتی از انتقال با دستبند نشده است. در نتیجه انتقال زندانی با دستبند خلاف این آیین نامه است که در آن هیچ صحبتی از لزوم آن نشده است. علاوه بر آن پدر من یک وکیل است و شان وکیل مانند شان قاضی است، زمانی که به وکیل صرف از نظر اتهامی که برایش در نظر گرفته شده دستبند می‌زنند این زیر سوال بردن شان قاضی و وکیل هر دو به حساب می‌آید. بنابراین باید شرایطی فراهم شود تا پدرم بتواند بدون دستبند برای درمان به بیمارستان برده شود.

در حکم تجدید نظر که چندی پیش اعلام شد، حکم دادگاه تجدید نظر پنج سال از حکم دادگاه بدوی کمتر شد. این کاهش حکم به دلیل تبرئه از اتهامی بوده یا تغییر در میزان احکام صادره برای هر یک از اتهامات؟

پدرم در تجدید نظر از اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام” که بابت ۵ سال حبس گرفته‌ بود تبرئه شد و ۱۰ سال از محرومیت از وکالت‌اش کاسته شد. اتهامات دیگر او که تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر و تحصیل مال حرام‌ از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ است که در تجدید نظر تغییری نکرد و بنابراین پدرم به ۱۳ سال حبس، ۱۰ سال محرومیت از وکالت و تبعید به زندان برازجان محکوم شد. پدرم بدون اینکه شرایط دادگاه را بپذیرد و صلاحیت قاضی را به رسمیت بشناسد این حکم برایش صادر شد. دادگاه هم این شرایط را فراهم نکرد و با تغییر جزئی حکم اولیه را تایید کرد. نمی‌دانم در کدام دادگاه عادلی متهم بدون دفاع از خود محاکمه می‌شود.

در حکم آقای سلطانی تبعید به برازجان وجود دارد. اطلاعی از احتمال اجرای این حکم و زمان اجرای آن دارید؟

تبعید در حبس بدعت جدیدی است که هم بر خلاف قوانین جاری در کشور و هم بر خلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر است. بر اساس این قوانین ما تبعید و زندان با هم نداریم. یعنی یک شخص یا نفی‌بلد می‌شود و باید در شهر دیگری زندگی کند و یا در محلی که پروسه تشکیل پروند و دادگاه و محاکمه‌اش صورت گرفته محبوس می‌شود. تبعید و زندان با هم در واقع قانون‌شکنی بزرگی است که برای فشار بیشتر بر مدافعان حقوق بشر صورت می‌گیرد و ما امیدواریم این حکم ناعادلانه اجرایی نشود. الان پرونده پدرم در مرحله‌ی اعاده‌ی دادرسی است و سه وکیل برای این او تعیین شده است. امیدواریم دست کم در این مرحله قانون رعایت شود و پدرم از اتهاماتی که به او نسبت داده شده تبرئه شود.

چاپ ایمیل

تماس با البرزنیوز

payam

لطفن برای فرستادن پیام، پیشنهاد و نظر خود برای البرز نیوز از این بخش استفاده نمایید.
×

با ادامۀ گردش در این تارنما، شما بهره گرفتن از کوکی‌ها و یا فناوری‌های مشابه را می‌پذیرید.  بکارگرفتن کوکی‌ها برای ارزیابی شمار کاربران، ارائۀ کاربردها و آگاهی‌های تازه به آنان و نیز تبلیغات تجاری اهمیت دارد.